تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
معناى خطبه : « پس به خدا سوگند ، نشده است جنگ با قومى هرگز در ميان ديارشان مگر اينكه ذليل شده و مغلوب گشته‌اند » . و مانند قول فرزدق در مدح سيد الساجدين عليه السّلام در مسجد الحرام در حضور هشام بن عبد الملك كه قصد توهين به آن امام عليه السّلام را داشت :
« ما قال لا قطّ إلّا في تشهّده * لو لا التشّهد كانت لاؤه نعم » « 1 »
شاهد : ظرف زمان ماضى بودن « قطّ » در جملهء منفى است . معناى شعر : « نگفته است او كلمهء نه را هرگز - در مقام بخشش و غير از آن - مگر در تشهد نمازش - كه مىگويد : اشهد أن لا اللّه إلّا اللّه - و اگر نبود تشهد به بوحدانيت خدا هرآينه « لا » گفتن او تبديل به « نعم » گفتن مىشد » . و به نيت لتضمّنها : و « قطّ » ظرفيه زمانيه ماضويه به‌جهت شباهت تضمنى كه به حرف دارد مبنى مىباشد ، زيرا متضمن معناى دو حرف است كه يكى دلالت مىكند از زمان خلقت فاعل ، آن فعل منفى توسط او انجام نشده ، كه آن حرف « مذ » است و ديگرى دلالت مىكند بر عدم انجام آن فعل توسط آن فاعل تاكنون ، كه آن حرف « الى » مىباشد ، به همين جهت به عنوان نمونه معناى « قطّ » در مثال « ما فعلته قطّ » اين گونه مىشود : « مذ خلقت إلى الآن » يعنى : « انجام نداده‌ام آن را از زمانى كه خلق گرديده شده‌ام تاكنون » . و على حركة : اين عبارت عطف بر « لتضمنها » مىباشد ، يعنى مبنى گرديد شده است « قطّ » مشدده بر حركت - با اينكه اصل در مبنيات سكون است - تا التقاى ساكنين نشود ، چون هردو طاء ساكن مىباشند ، و حركت آن ، ضمه انتخاب شده است به جهت شباهت اين كلمه به « قبل و بعد » در هنگام قطع از اضافه كه غايات ناميده مىشوند ، زيرا اين كلمه مانند غايات از ظروف بوده و اضافه نمىشود . و قد تكسر : در اوّل بحث گفته شد اين قسم داراى پنج لغت است كه لغت أفصح آن بيان شد ، چهار لغت ديگر آن به اين كيفيت است :
هامش
( 1 ) - شرح أبيات مغني اللبيب : 2 / 315 ، شرح شواهد المغني : 2 / 733 ، أعيان الشيعه : 1 / 634 ، كشف الغمة : 2 / 298 ، الإرشاد : 1 / 150 .
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 306 | غلامعلى صفايى