تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
جمله‌اى كه « إمّا » استعمال مىشود ، كلام از اوّل بيانگر آن معنايى است كه كلام براى آن آورده شد ، مانند بيان شك داشتن متكلّم ، يا در ذهن مخاطب ايجاد شك‌كردن ، و به همين جهت در آغاز كلام يك « إمّا » ديگر ذكر مىشود كه سامع را آماده پذيرش معانى مورد نظر متكلّم مىكند و به همين جهت تكرار آن و حداقل دوبار ذكركردن آن واجب است . لكن كلام با « أو » ، به نحو جزم و قطعيت آغاز مىشود و در اين اوان و اثناء براى متكلّم شك يا ابهام و . . . ايجاد مىشود ، و از « أو » براى بيان يكى از اين امور استفاده مىشود و به همين جهت كه از آغاز متكلّم بنا نداشته اين امور را بيان كند ، تكرار نمىشود . و قد تستغنى : و گاهى از ذكر « إمّا » دوّم به واسطه قراينى صرف نظر مىشود ، و آن قرائن ، چنان كه بعض از نحويين « 1 » مىگويند يا « إن لا » و يا « أو » مىباشد ، زيرا هردو در معناى كلام ، مفيد معناى « إمّا » مىباشند . مانند : « إمّا أن تتكلم بخير و إلّا فاسكت » كه در اصل « إمّا أن تتكلم بخير و إمّا أن تسكت » مىباشد كه « إمّا » دوّم و عبارت بعد از آن حذف شده و معادل آن « و إن لا فاسكت » جايگزين آن شده است . و فعل شرط در اين عبارت جايگزين شده « لا تتكلم بخير » بوده است كه به واسطه قرينهء ذكر آن در قبل حذف شده و تنها « لا » باقى مانده است . و نون « إن » در لام « لا » ادغام گرديده . و قد يستغنى عن الاولى : و گاهى از ذكر « إمّا » اوّل صرف‌نظر شده و بىنيازى در لفظ از آن حاصل مىشود ، هرچند در تقدير بايد حتما لحاظ شود ، زيرا به منزلهء مجوّز ذكر « إمّا » دوّم است ، و قرينه بر حذف آن ، ذكر « إمّا » دوّم مىباشد ، زيرا اين دو باهم متلازمان هستند ، چنان كه اشمونى « 2 » و عباس حسن « 3 » اين نكته را تصريح داشته‌اند . مانند :
« تلمّ بدار قد تقادم عهدها * و إمّا بأموات ألمّ خيالها » « 4 »
هامش
( 1 ) - همع الهوامع : 2 / 135 . ( 2 ) - شرح الاشموني : 3 / 110 . ( 3 ) - النحو الوافي : 3 / 614 . ( 4 ) - همع الهوامع : 2 / 135 ، شرح الاشموني : 3 / 110 ، البهجة المرضية : 166 ، ديوان ذي الرمة : 76 ، شرح ابن يعيش : 8 / 102 ، النحو الوافي : 3 / 614 ، شرح الكافية : 2 / 372 ، شرح شواهد المغني : 1 / 193 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 2 / 16 .