يا أبا جعفر ما لكم و للنّاس و لا تدعوا أحدا إلى هذا الأمر ، فو اللّه لو أنّ أهل السّماوات إجتمعوا على أن يضلّوا عبدا يريد اللّه هداه ما استطاعوا أن يضلّوه . كفّوا عن النّاس و لا يقل أحدكم : أخي و عمّي و جاري . فإنّ اللّه جلّ و عزّ إذا أراد بعبد خيرا طيّب روحه فلا يسمع معروفا إلّا عرفه و لا منكرا إلّا أنكره ، ثمّ قذف اللّه في قلبه كلمة يجمع بها أمره .
يا ابن النّعمان إن أردت أن يصفو لك ودّ أخيك فلا تمازحنّه و لا تمارينّه و لا تباهينّه و لا تشارّنّه و لا تطّلع صديقك من سرّك إلّا على ما لو اطّلع عليه عدوّك لم يضرّك . فإنّ الصّديق قد يكون عدوّك يوما .
يا ابن النّعمان لا يكون العبد مؤمنا حتّى يكون فيه ثلاث سنن : سنّة من اللّه و سنة من رسوله و سنّة من الإمام ، فأمّا السّنّة من اللّه جلّ و عزّ فهو أن يكون كتوما
شرح
اى ابا جعفر ، شما را با مردم چهكار ؟ ( با اين وضعى كه اكنون داريد ) از مردم خود را بازداريد و هيچكس را به اين امر ( دين و مذهب حق ) دعوت نكنيد كه به خدا سوگند اگر آسمانيان و زمينيان همگى با هم شوند و بخواهند بندهاى را كه خدا ارادهء هدايت او را فرموده ، گمراه كنند نخواهند توانست ، از مردم دست بداريد ، و كسى از شما نگويد : برادر من است يا عمويم مىباشد ، يا همسايهام هست ، زيرا خداى عزّ و جل اگر نسبت به بندهاى خير و خوبى خواهد روح او را پاك كند ، پس كار نيكى را نشنود جز آنكه آن را بشناسد ، و كار زشتى را نشنود جز آنكه آن را زشت داند ، سپس خداوند در دلش گفتارى را اندازد كه كارش را سر و سامان دهد .
اى پسر نعمان اگر خواستى كه دوستى برادر دينىات نسبت به تو خالص و پاك باشد حتما با او شوخى و مجادله و فخرفروشى و دشمنى مكن ، و دوست خود را از اسرار خود تا آن مقدار آگاه كن كه اگر دشمنت بدان آگاهى يافت زيانت نرساند ، زيرا دوست نيز ممكن است روزى دشمن شود .
اى پسر نعمان بندهء خدا مؤمن نخواهد بود جز آنكه سنّتهاى سهگانه در او باشد : سنّتى از خدا ، و سنّتى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سنّتى از امام ، امّا سنّتى كه از خداى عز و جل بايد در او باشد