گرفته در صدر مجلس ؛ چه بسيار از بنى هاشم مرا گفتند تو را پياده مىبينم پس مىگفتم در جواب هر يك پياده بودن من به جهت سواره بودن تست يعنى به احترام تو پياده شدم .
و فخر رازى كه از اهل سنّت است مىگويد : لا يجوز لأحد العالم و المتّقى أن يجلس فوق العلوى . . . يعنى جايز نيست از براى احدى كه عالم و متّقى باشد بالا دست سادات بنشيند . « 1 »
خصيصهء دوم - راجع به استجابت دعاى اطفال بنى هاشم است . در « صحيفهء رضويّه » از پيغمبر اكرم روايت شده كه فرمود :
« دعاء أطفال ذرّيّتى مستجاب ما لم يقار « 2 » فو الذّنوب ؛ يعنى دعاى اطفال ذريّهء من مستجاب است مادامىكه به گناه نزديك نشده يا كسب گناه نكرده باشند . و قطب راوندى همين حديث را در كتاب « خرائج » ذكر كرده است .
اذا ولد المولود من نسل أحمد * لقد زيد فى أصل المكارم واحد
و هرگاه به دنيا آيد نوزادى از آل پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله به تحقيق زياد شده در شجرهء بزرگوارى ، شاخهاى .
خلاصه ؛ اطفال و ذريّهء نبويّه و علويّه و فاطميّه را نتوان به اطفال ديگران قياس كرد .
و در حديث است جميل بن درّاج از حضرت صادق عليه السّلام از اطفال انبياء سؤال كرد فرمودند : ليسوا كأطفال النّاس ؛ يعنى مانند اطفال سايرين نيستند . پس نبايد اطفال اين سلسله را تحقير نمود كه ابن جوزى گفته : فرخ البطّ سابح ؛ يعنى بچهء مرغابى شناگر است .
بچهء بط اگر چه دينه بود * آب درياش تا به سينه بود
و حضرت شاه ولايت عليه السّلام فرمود :
لا يستصغرنّ حدثا من قريش ؛ يعنى بچههاى سادات را كوچك مشماريد .
در كتاب « فضائل السّادات » از رئيس المتورّعين آخوند ملّا احمد اردبيلى مشهور است كه در حين مباحثه بىاختيار برمىخاست و مىنشست ، جهت را پرسيدند فرمود : طفلى علوى با اطفال بازى مىكرد هرگاه با من روبرو مىشد خجالت مىكشيدم كه او ايستاده باشد و من نشسته ! مسلّم است علماء قدماء غير علوى هيچگاه خود را بر سادات مقدّم
هامش
( 1 ) - « روح و ريحان » ص 31 - 33 .
( 2 ) - « يقاربوا » در بعضى از مآخذ آمده است .