نهان در خاك كن ما و منى را * كه دزد راه حق جز ما و من نيست
بشوى انديشهها را از دل خويش * كه اين دلها بجز بيت الحزن نيست
سخن افسرده چون جسمى است بىروح * اگر روح خدائى در سخن نيست
دهان در خاك نِه زيرا كه جز خاك * رفوئى بهر اين چاك دهن نيست
توئى را با منى در خاك ره ريز * كه ما را جز تو و من ، اهرمن نيست
فى « مجموعة ورّام » عن النّبى صلّى اللّه عليه و آله فرمود : قبل از به پا شدن قيامت مىفرستد خداوند تعالى بادى را كه سرد و طيّب است به آن باد قبض مىفرمايد روح هر مؤمن و مسلمى را باقى مىماند روح اشرار ، يتهارجون تهارج الحمير « 1 » ، ( هرج از باب ضرب ) ، هرج النّاس :
أى وقعوا فى فتنة و اختلاط و قتل ؛ يعنى قبل از بر پا شدن قيامت واقع مىشوند مردم در فتنه و كشتن يكديگر و با هم مخلوط و جمع شدن .
طبرانى از پسر عمر نقل مىكند كه ساعت قيامت بر پا نخواهد شد تا اينكه مردم مانند بهائم در راهها با يكديگر جفت شوند . قال الدّميرى : قالت العرب : هم يتهارجون تهارج الحمير : أى يتسافدون و الهرج كثرة النّكاح « 2 » ؛ حاصل اينكه همچنان كه خرهاى نر و ماده در طرق و شوارع با هم جمع مىشوند مردمان آن زمان هم بدون مانع و رادع مانند خرها با هم جمع مىشوند در آن هنگام قيامت برپا مىشود .
خبر در « بحار » است مردى از حضرت رضا عليه السّلام سؤال كرد مىخواهم بدانم من در نزد شما چگونهام ؟ فرمود : ملاحظه نما من در نزد شما چگونه هستم ! « 3 »
و نيز در « بحار » است كسىكه بخواهد بداند منزلتش در نزد خداوند تعالى چگونه است ، ملاحظه كند منزلت حق در نزد او چگونه است « 4 » .
در حديث قدسى است : أنا عند ظنّ عبدى . حاصل اينكه حق تعالى را طورى نيست تا تو چطور باشى مثلا اگر كسى مخيّر شود بين امر دنيا و آخرت و دنيا را بر آخرت اختيار كند بداند كه او را در نزد پروردگار قدر و منزلتى نيست ؛ زيرا كه دنيا مغضوب خداست . كما ورد فى الحديث . امّا كسىكه آخرت را بر دنيا اختيار كند البتّه خدا او را دوست دارد و در اين معنى شاعر گفته :
هامش
( 1 ) - « مجموعهء ورّام » 1 / 38 .
( 2 ) - « حياة الحيوان » دميرى 1 / 219 ، ذيل كلمهء حمار اهلى .
( 3 ) - « بحار الانوار » 31 / 420 .
( 4 ) - « بحار الانوار » 67 / 18 ، با اندكى تفاوت .