تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
قيامت به نام مىخوانند اشخاص را اى فلان ابن فلان برخيز طرف نور خود و اى فلان ابن فلان براى تو نورى نيست . حاصل اينكه اسماء خوب براى صاحبانش نورانيّتى دارد . در « سفينة البحار » پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمودند : مبارك است خانه‌اى كه در آن محمّد نام باشد و مجلسى كه در آن محمّد نام باشد و رفقائى كه در آنها محمّد باشد .

علامت حمل زن حامله

در « خزائن » نراقى است زنى كه حامله باشد اگر بخواهى بدانى كه آن حمل پسر است يا دختر ، از شير همان زن در ظرفى مىريزى و قدرى آب هم در آن ظرف مىريزى اگر شير بالاى آب آمد پسر است و اگر پايين آب ماند بدان كه حمل دختر است « 1 » .

در مذمت گفتن لفظ من

در « زهر الرّبيع » حديثى است كه ترجمه‌اش اين است كه : مردى درب خانه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله اذن دخول طلبيد حضرت فرمودند : كيست درب خانه . عرض كرد : منم حضرت غضبناك شد و از تغيّر ؛ فرمود من ، من ! آيا سزاوار است براى مخلوق بگويد من . آن مرد وارد شد آثار غضب در صورت مبارك حضرت ديد عرض كرد : پناه به خدا مىبرم از غضب خدا و رسول خدا . سبب غضب حضرت را سؤال كرد فرمودند : نمىدانى لفظ من شايستهء مخلوق نيست ندانستى شيطان چون كه گفتم من بهترم از آدم مرد و دو ملعون شد « 2 » . شاعر گفته
سليمان را جز اين تن اهرمن نيست * كه جان را دشمن جانى چو تن نيست بود زندان جان خاكى تن ما * كه زندان مور را غير از لگن نيست بگير از خويشتن خود را كه در عشق * حجاب خويشتن جز خويشتن نيست بكَن اين گور و بر در اين كفن را * كه اين مرده سزاى اين كفن نيست
هامش
( 1 ) - « خزائن نراقى » 153 . ( 2 ) - « زهر الرّبيع » ص 27 .