عمر خود هستم ، از حق يارى مىطلبم چنانچه اگر دل متوجّه باشد و كسالت بدنى هم نباشد گاه گاهى در طى جمع متفرّقات با مساعدت خلوص نيت بد نيست كه قدرى از پنديّات داخل شود .
در نشانه و علامت مال حرام و حلال
فى حديث النبى صلّى اللّه عليه و آله : « من جمع مالا من مهاوش أذهبه اللّه فى نهابر » « 1 » .
قال فى « مختار الصّحاح » : المهاوش كلّ ما اصيب من غير حلّه كالغصب و السّرقة و نحو ذلك ، النّهابر كالمنابر : المهالك .
شيخ بهائى اين را نسبت به بعضى حكماء داده ، در « كشكول » مرقوم داشته كه بعض حكماء فرمودهاند : اگر بخواهى بدانى كه مردم از چه ممرّ تحصيل مال نمودهاند و از كدام رهگذر به دست آوردهاند به مصرفش نگاه كن ، اگر در مصرف خير و ثواب صرف نمودهاند بدانكه از حلال است و از ممرّ طيّب بهدست آوردهاند و الّا فلا .
در « كشكول » در موضوع جمع مال حلال و حرام :
أقول و قد عاينت دار ابن صفرة * و للنّار فيها مارج و تضرّم
كذا كلّ مال أصله من مهاوش * فعمّا قليل فى نهابر يعدم
در خون جگر خوردن در دنيا و بىبهرهگى از عالم عليين
من كه به بوى آرزو در چمن هوس شدم * برگ گلى نچيدم و زخمى خار و خس شدم
مرغ بهشت بودم و قهقهه بر فرشته زن * از پى صيد پشّهء همتك هر مگس « 2 » شدم
آدميّت به انسانيّت است
تن آدمى شريفست به جان آدميّت * نه همين لباس زيباست نشان آدميت
اگر آدمى به چشم است و زبان و گوش و بينى * چه ميان نقش ديوار و ميان آدميت
هامش
( 1 ) - « بحار الانوار » 47 / 84 .
( 2 ) - سگ مگس .