قرص نان ، قرص خورشيد نورانى در آسمان براى او برگشت .
و ابن ابى الحديد اين مضمون را از شعر ابن نما شاعر اخذ كرده است چنانچه در شرح نهج البلاغه گفته ، و آن شعر اين است :
جادَ بِالْقُرْصِ وَ الطَّوى مِلْاً جَنْبَيْهِ * وَ عافَ الطَّعامَ وَ هُوَ سَغُوبٌ
فَاعادَ الْقُرْصَ المُنيرَ عَلَيْهِ الْقُرْصُ * وَ الْمُقْرِضُ الْكُرامُ كَسُوبٌ
گويند كه حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام سقايت نخلى فرمود ، در عوض يك مدّ از جو ، پس آن را برايش دساس « 1 » كردند و نان پختند ، چون خواست بر آن افطار فرمايد سائلى بر در خانه آمد كه آن حضرت نانش رابه سائل داد و شب گرسنه خوابيد ؛ و شاعر گفته كه بخشش كرد قرص نان خود به سائل در حالى كه از گرسنگى پهلوهاى نازنينش پر بود و كراهت داشت از خوردن طعام به ملاحظه سائل با آنكه گرسنه بود ، پس قرص نان به سائل داد ، در عوض قرص نورانى خورشيد براى او به آسمان برگشت و قرض دهنده كريم كسب كننده است .
و احتمال دارد كه اين شعر اشاره باشد به فضيلتى كه در فصل ديگر ذكر خواهيم كرد ان شاءاللّه تعالى .
اينك من به جهت تأييد اشعار ابن ابى الحديد چند شعر از شيخ ازرى - عليه الرّحمة - نقل نمايم :
قال ولِلهِ دَرُّهُ وَ عَلَى اللّهِ بِرُّهُّ :
ايُّ مَرْمىً مِنَ الْفِخارِ قَديماً * اوْ حَديثاً اصابَهُ شَيْخاها
ايُّ اكْرُومَةٍ وَلَوْ انّها قَلَّتْ * وَدَقَّتْ الَيهِما انْتِماها
انْ يَكُونا كَزَعْمِهِمْ اسَدَىْ بَأْسٍ * فَايَّ الْفَرائِسِ افْتَرَساها
هامش
( 1 ) ( . دساس : همان دستاس يا دستآس است ، يعنى آرد كردن با آسياى دستى . )