برهان ، « 6 » تا ميان شما فرق ميان حق و ناحق كند و بدان برهان توان انگيخت بر كارهاى پوشيده و مجهول ، و چون سخن ارسطاطاليس بدينجا رسيد ، روانش بىطاقت شد و دستش بلرزيد و سيب از دستش بيفتاد ، حكما جمله برخاستند و به نزديك وى شدند و سر و چشم وى ببوسيدند و بر وى ثنا گفتند ، دست قريطون گرفت و بر روى خود نهاد و گفت : روان را سپردم به پذيراى روان حكما و خاموش گشت و درگذشت .
تمام شد ترجمهء رسالهء تفاحيّهء ارسطو به وسيلهء بابا افضل كاشانى و شكر و سپاسدارندهء جهان را و بر فرستادهء وى محمّد مصطفى و اهل بيت وى درود و آفرين بىاندازه و استنساخ شد در ماه شعبان و پس از آن شروع گرديد به مقدارى از شرح براى آسانى فهم در ماه رمضان و تمام گرديد در نيمهء شوّال يكهزار و سيصد و پنجاه و چهار با دست بندهء خدا ، سيّد حسن النّجفى قوچانى و خداوند توفيق و رحمت فرستد بر مؤمنين و بر اين بندهء عاصى شرمنده .
هامش
( 6 ) - قياس منطقى درصورتىكه هم از نظر صورت و هم از نظر ماده درست باشد ، يعنى از نظر شكل از ضروب منتج اشكال باشد و از نظر ماده از اوّليات و محسوسات و مجرّبات و متواترات و قضاياى مقرون به حدّ وسط و حدسيّات باشد ، برهان ناميده مىشود و خود بر دو قسم است : انى و لمى .
حكيم سبزوارى مىفرمايد :« برهاننا بالان و اللم قسم * علم من العلة بالمعلول لم
و عكسه ان و لم اسبق * و هو باعطاء اليقين اوثق »يعنى : برهان به دو قسم انىّ و لمىّ تقسيم مىشود : علم از علّت به معلول را برهان لمّى و از معلول به علّت را برهان انّى مىگويند كه برهان لمّى به دليل ايجاد يقين ، اطمينانبخشتر است ، به عنوان مثال پزشكى علّت بيمارى مريض را كشف كرده و ميكروب سل را در اخلاط سينهاش زير ميكروسكوپ ديده ، مىگويد :
در اخلاط اين مريض باسيل دكخ موجود است و هركه در اخلاطش باسيل دكخ باشد ، مسلول است ، پس اين بيمار مسلول است ( برهان لمّى ) ولى اگر از روى قرائن از قبيل رنگ زرد و تب و سرفههاى پياپى مريض ، يعنى از راه معلولها قضاوت كند ، ( برهان ان ) خواهد بود .