اشعث بن قيس كه او نيز با آنها متفقّ بود و به يارى آنها آمده بود ، همينكه وقت صبح حضرت امير المؤمنين عليه السّلام داخل مسجد شد و صداى نازنينش به ايّها الناس الصّلوة بلند شد كه ابن ملجم و همراهان او شمشيرها را كشيده و بر آن حضرت حمله كردند و گفتند الحكم للّه لا لك يا علىّ ، شمشير شبيب خطا كرد و شمشير ابن ملجم بر فرق مبارك آن حضرت خورد و آن را شكافت و خون جارى شد و محاسن شريفش كه در عزاى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خضاب نشده بود به خون خضاب شد ، و آنچه خدا و رسول او خبر داده بودند و امير المؤمنين عليه السّلام در انتظار آن بود واقع شد و آن جناب - صلوات اللّه و سلامه عليه و لعنة اللّه على قاتليه و معانديه - از صدمات دنيا و از فريب و مكر معاويه و عمر و عاص و از بىوفايى كوفيان غدّار آسوده گرديد .
روز بيستم : در سنه 8 ( هشتم هجرى قمرى ) فتح مكّه معظمّه واقع گرديد
و حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم جرم و جنايت قريش را بخشيد و فرمود : اذهبوا فانتم الطّلقاء « 1 » .
شب بيست و يكم [ ماه مبارك رمضان ] اين شب فضيلتش زيادتر از شب نوزدهم است
و بايد اعمال آن شب را از غسل و احياء و زيارت و نماز هفت قل هو اللّه و قرآن بر سر گرفتن و صد ركعت نماز و دعاى جوشن كبير و غيره را در اين شب به عمل آورد را و از اين شب شروع كند به دعاى شبهاى آخر كه از آنها ، اين دعا ابن ابى عمير است كه حضرت صادق عليه السّلام نقل كرد ، كه در هر شب از اين دهه خوانده مىشود : « اعوذ بجلال وجهك الكريم ان ينقضى عنّى شهر رمضان او يطلع الفجر من ليلتى هذه و بقى لك عندى تبعة او ذنب تعذّبنى عليه يوم
هامش
( 1 ) . يعنى برويد ، شما آزاد هستيد . حضرت زينب عليها السّلام در مجلس يزيد فرمود : يا بن الطّلقاء - اى پسر آزاد شدهها كه اشاره به آزادى پدران او به دست مبارك پيامبر داشت .