تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اللئالي المنثورة في الأحراز والأذكار المأثورة ( دستور العمل و مرواريدهاى درخشان ) ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
طلبوه و لم يصادفوه و من المصائب الكادحه انّ بعض من خالفنا اورد الزّياره لأبى بكر و انّ عليّا زاره بها فروى الخطّابى و غيره مسندا عن اسيد بن صفوان انّ ابا بكر لمّا مات قام علىّ بن ابي طالب على باب البيت الّذى هو مبّسحا فيه فقال : كنت و اللّه للدّين يعسوبا اوّلا حين تفرق النّاس . . . و اللّه الحاكم بيننا و بينهم بالحقّ « 1 » .

شب بيست و سوّم : از دو شب قدر سابق [ شب نوزدهم و بيست و يكم ] افضل است

و از احاديث بسيار استفاده مىشود كه شب قدر همين شب است و اين شب جهنى است و در اين شب تمام امور بر وفق حكمت مقدّر مىگردد و از براى اين شب غير از اعمالى كه با دو شب سابق شريك است چند عمل ديگر [ نيز مستحبّ ] است . 1 - خواندن سورهء عنكبوت و روم كه حضرت صادق عليه السّلام قسم ياد فرمود كه خواننده اين دو سوره در اين شب از اهل بهشت است . 2 - خواندن سوره حم دخان . 3 - خواندن
هامش
( 1 ) . يعنى : شيخ كلينى به سند خود از اسيد بن صفوان مصاحب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرده است ، كه مىگويد : روزى كه امير المؤمنين عليه السّلام وفات كرد ، گريه شهر را به لرزه درآورد و مردم مانند روز وفات پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دهشت زده شدند ، در اين حال ، مردى ( حضرت خضر عليه السّلام ) گريان و شتابان و انّا للّه و انّا اليه راجعون گويان پيدا شد و مىگفت : امروز خلافت نبوّت بريده گشت تا بدر خانه‌اى كه امير المؤمنين عليه السّلام در آن بود آمده و ايستاد و گفت : خدايت رحمت كند اى ابو الحسن ، تو در گرويدن به اسلام از همهء مردم پيشتر و در ايمان بااخلاص‌تر . . . ( اين زيارت كه همان كلمات حضرت خضر عليه السّلام است در كتاب الحجة اصول كافى ، ج 2 ، ص 350 مىباشد و در پايان روايت دارد كه : ) مردم همه خاموش بودند تا سخنش تمام شد ، او گريست و اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گريستند ( سپس ناپديد شد ) و هرچه جستند او را نيافتند . ( محدث قمى رحمة اللّه مىفرمايد ) و از مصيبت‌هاى دردناك اين است كه بعضى از اهل سنت ، اين زيارت را براى ابو بكر ذكر نموده‌اند و گفته‌اند كه على عليه السّلام ابو بكر را با اين كلمات زيارت كرد بدين صورت كه خطّابى و غير او به صورت مسند از اسيد بن صفوان روايت كرده‌اند كه وقتى ابو بكر مرد ، على بن ابي طالب عليه السّلام به در خانه‌اى كه در آنجا بود آمده و گفت : به خدا قسم تو بزرگ دين بودى وقتىكه مردم پراكنده شدند . . . و خداوند بين ما و آنان به حقّ داورى خواهد فرمود .