تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اللئالي المنثورة في الأحراز والأذكار المأثورة ( دستور العمل و مرواريدهاى درخشان ) ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
لذّت ابديه و سعادت سرمديّه باز مىدارد . پس هان ! اى جان برادر حديث بيمارى روح را سهل نگير و معالجه آن را بازيچه مشمار و مفاسد اخلاق رذيله را اندك مدان و صحّت روح را به صحّت تن قياس مكن و اگر چه تطويل كلام در اين مقام مناسب نيست لكن چون سخن به اينجا رسيد چنان صلاح ديدم كه يك قانون كلى براى معالجه امراض نفسانيه ذكر كنم و كتاب را به آن ختم نمايم و از خداوند شافى مسئلت مىكنم به حق انبياء و ائمه طاهرين عليهم السّلام كه اطباء روحانى ما مريضان هستند كه توفيق خود را شامل حال ما گرداند كه به دستور العمل ايشان رفتار كنيم و به مرارت دواهاى نافعه مقرره صبر كنيم و از پيروى خواهشهاى نفسانيّه شهويّه پرهيز نمائيم ، تا شايد كه از دار الشّفاء مباركه امراض مزمنه ما شفا يابد و بر كام ما طعم لذائذ اخرويّه گوارا نمايد . و آن قانون كلى كه براى طالب پاكى نفس از امراض خبيثه لازم است نسخه‌اى است مشتمل بر چند دواء : اوّل : آنكه اجتناب از مصاحبت بدان و اشرار را لازم داند و دورى از همنشينى صاحبان اخلاق بد را واجب شمرد .
حافظ نخست موعظه پير مىفروش اين است * كه از معاشر ناجنس احتراز كنيد
و احتراز كند از ديدن و شنيدن قصّه‌ها و حكايتهاى ايشان و استماع نكند افعال صادره از ايشان را بلكه درصدد آن باشد كه مصاحبت كند با صاحبان اخلاق حسنه و بزرگان دين و ملّت و پيوسته مطالعه كند و استماع نمايد حكايت پيشينيان و گذشتگان ايشان و كيفيّت احوال و اقوال ايشان را زيرا كه صحبت با هركسى مدخليت عظيم دارد و طبع انسان دزد است و آنچه را كه مكرّر از كسى ديد قهرا اخذ مىكند و ديدن و شنيدن حكايت ايشان نيز تاثير دارد . دوّم : آنكه هميشه مواظب اعمالى باشد كه از آثار صفات حسنه است و خواهى نخواهى نفس را بر افعالى وا مىدارد كه مقتضاى صفتى است كه طالب تحصيل آن ،