شكم و فرج 25 - محبّت دنياى دنّيّه 26 - حرص 27 - طمع 28 - بخل 29 - خوردن مال حرام 30 - خيانت و غدر 31 - خوض در باطل 32 - تكلّم به سخنان بىفايده 33 - خوار كردن بندگان خدا 34 - ظلم 35 - ترك اعانت مسلمين 36 - كوتاهى در امر به معروف و نهى از منكر 37 - قطع رحم 38 - عقوق والدين 39 - عيبجويى از مردم 40 - فاش كردن رازهاى پنهان ( ديگران ) 41 - نمّامى 42 - افساد 43 - شماتت 44 - مراء و جدال 45 - سحزيه و استهزاء 46 - افراط در شوخى و مزاح 47 - غيبت 48 - دروغ 49 - محبّت جاه و شهرت 50 - ريا 51 - نفاق 52 - غرور 53 - طول امل 54 - فراموشى از اعمال 55 - غفلت از مراقبه و محاسبه نفس 56 - اعتراض و انكار بر واردات الهيّه 57 - بىاعتمادى به خدا 58 - كفران نعمت 59 - جزع و بىصبرى در مصيبت 60 - حسد و امثال اين اوصاف خبيثه از رذائل ديگر .
* و جد و جهد كن در تحصيل اخلاق حسنه كه اضداد اين اوصاف است و از ذكر اين اوصاف رذيله ، اخلاق حسنه نيز معلوم گرديد .
* و بدان اى برادر عزيز كه آدمى مركب از دو چيز است يكى اين بدن ظاهر كه آن را تن گويند و مركب از عناصر چهارگانه ( بلغم ، سوداء ، صفراء ، خون ) كه از جنس اين عالم است و ديگر نفس كه گاهى از آن به روح و دل و عقل تعبير كنند و آن جوهر مجرده ايست از عالم ملكوت و به سبب همين گوهر نفيس و جوهر عجيب است كه آدمى بر ساير حيوانات ، ترجيح مىيابد و آدمى را به سبب اين دو چيز ( بدن و روح ) الم و لذت ، و محنت و راحتى ، مىباشد . آلام بدن عبادت است از امراض و بيمارىها و علم طبّ موضوع است براى بيان اين امراض و معالجات آنها . و بيماريهاى روح عبارت است از اخلاق رذيله كه موجب هلاكت سرمديّه است و صحّت روح ، اتّصاف اوست به اوصاف قدسيّه پس همچنان كه ، آدمى در امراض تن براى تندرستى و بازنماندن تن از لذات خسيسه جماع و غذا و امثال آنها ، محتاج به طبيب و شرب و دوا و پرهيز ، مىباشد ، همچنين محتاج بلكه احوج است به معالجه رذائل و رجوع به علم اخلاق ، زيرا بيمارى روح صاحبش را از رسيدن به
اللئالي المنثورة في الأحراز والأذكار المأثورة ( دستور العمل و مرواريدهاى درخشان ) ( فارسى ) — صفحة 269
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٢٦٩