تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اللئالي المنثورة في الأحراز والأذكار المأثورة ( دستور العمل و مرواريدهاى درخشان ) ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
زيارت آن مظلومه و نفرين بر ظالمان و غاصبان حق او كنند . بدان كه در روز وفات حضرت زهرا عليها السّلام اختلاف بسيار است و اظهر نزد احقر آن است كه زندگى آن مظلومه بعد از پدر بزرگوارش نود و پنج روز بوده و در اين روز وفات كرده است و از براى روايت هفتاد و پنج روز وجهى مىتوان ذكر كرد كه جاى ذكرش اينجا نيست . لكن خوب است عمل شود به هر دو روايت در عزاى آن مظلومه و برگزارى مصيبت در هر دو تاريخ . به هر حال بعد از پدر بزرگوار خود در دنيا چندان مكث نكرد و پيوسته نالان و گريان بود به حدّى كه او را يكى از بكّاؤن خمس ( پنج نفرى كه زياد گريه كرده‌اند ) شمرده‌اند و اهل مدينه از زيادى گريه و اشك او شكايت كردند و در اين مدّت قليل آن‌قدر اذيّت و درد كشيد كه خدا مىداند و اگر كسى تأمل نمايد در اين سخنان كه امير المؤمنين عليه السّلام بعد از دفن او به قبر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خطاب كرده است مىداند كه صدمات آن مظلومه چقدر بوده است ! زيرا به سندهاى معتبر وارد شده كه چون امير المؤمنين عليه السّلام از دفن فاطمه عليها السّلام فارغ شد ، حزن و اندوه آن حضرت هيجان كرد و آب ديده‌هاى مباركش بر روى انورش جارى شد و رو به قبر حضرت رسالت گردانيد و بر آن حضرت سلام كرد از جانب خود و فاطمه ، و بعضى از دردهاى دل خود را بيان كرد تا آنكه عرض كرد : امانت خود را به خود برگرداندى و گرويى خود را از من باز گرفتى و حضرت زهرا عليها السّلام را به حضور خود بردى ، چه بسيار قبيح است آسمان سبز و زمين گردآلود در نظر من ، يا رسول اللّه اندوه من بيرون نخواهد رفت تا آن كه حق تعالى براى من نيز آن خانه را كه تو در آن مقيمى اختيار فرمايد ، در دلم جراحتى است چرك آورنده و در سينه‌ام اندوهى است كه انسان را از پا در مىآورد چقدر زود جدايى افتاد بين ما و به سوى خدا شكايت مىكنم حال خود را « و ستنبئك ابنتك بتظافر امّتك على هضمها فاحفها السّؤال و استخبرها الحال فكم من غليل معتلج بصدرها لم تجد الى بثّه سبيلا و ستقول و يحكم اللّه و هو خير الحاكمين . » يعنى و به زودى خبر خواهد داد تو را دخترت به معاونت و يارى كردن امّتت با همديگر بر غضب حق من و ظلم كردن در حق او ،