بر من گريه كنند و رسم ماتم را تجديد نمايند . و به طور خلاصه آن حضرت را با زهر شهيد نمودند و در اينكه قاتل آن حضرت هشام بن عبد الملك است يا ابراهيم بن الوليد اختلاف است . و در بعضى روايات است كه عبد الملك مروان زينى به مدينه فرستاد و آن را به اسب بستند و حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام سوار شدند و در آن [ زين ] زهرى تعبيه كرده بودند [ كه به بدن امام عليه السّلام وارد گرديد ] و بدن مكرّمش ورم كرد و آثار موت در خود مشاهده نمود پس وصيّت خود را فرمود و سه روز در درد و ناراحتى بود و در روز سوّم از اثر زهر شهيد شد . [ تذكر : ] اين روايت خلاف اقوال مشهوره و تواريخ مضبوطه است زيرا عبد الملك در سال 86 ه - ق ( هشتاد و شش ) وفات كرد و وفات حضرت باقر عليه السّلام را از سال صد و چهارده تا صد و هفده ذكر كردهاند كه در ايّام خلافت هشام بن عبد الملك بوده است و شايد از روايت لفظ هشام افتاده باشد و آن زين زهرآلود را هشام بن عبد الملك فرستاده باشد و اللّه العالم .
و در اين روز در سال 179 ( صد و هفتاد و نه ) حضرت امام موسى عليه السّلام را وارد بصره كردند و به عيسى بن جعفر بن ابى جعفر منصور تسليم كردند . عيسى آن حضرت را در يكى از حجرات خانه خود كه نزديك به ديوان خانه بود زندانى كرد و مشغول شادى و سرور عيد گرديد . از يكى از كاتبان او كه مسيحى بود ، نقل شده كه مىگفت :
اين عبد صالح و بنده شايسته خدا يعنى موسى بن جعفر عليه السّلام در اين روزهايى كه در اين خانه زندانى بود چيزهايى از لهو و لعب و ساز و خوانندگى و انواع فواحش و منكرات شنيد كه فكر نمىكنم هرگز به خاطر شريفش آمده باشد .
به مدت يك سال در بصره زندانى بود سپس آن جناب را به بغداد بردند و در نزد فضل بن ربيع حبس كردند .
روز هشتم : روز « ترويه » است و روزهاش فضيلت دارد
و كفّاره شصت سال روايت شده است و شيخ شهيد غسل در اين روز را مستحب دانسته و در اين روز در سال 60 ( شصتم )