با علوّ نسب و كمال و احاطه بر علوم لدنّيّهء الهيّه و جامعيّت علوم انبياء و مرسلين و اوّلين و آخرين ، در مقام خوف از سابقهء علم الهى ، در حقّ خود چنين فرمايد ، كدام صاحب نسب و صاحب علم است كه مغرور گردد به نسب و علم خود مگر آنكه محروم ماند از كسب فضائل انسانيّه و هلاك گردد .
و طايفهء خامسه از اهل غرور ، اصحاب عبادتند ؛ زيرا كه اشتغال به عبادات ، باعث است نوعى از غرور را مگر از براى اكياس « 38 » و اهل معرفت كه عارف به فقر و عبوديّت خود و غناء و ربوبيّت « 39 » پروردگار شدهاند . و در عبادات ، آفات باطنيّهء كثيره است چون ريا و كبر و عجب و حسد . و هرگاه عبد عابد ، قبل از تهذيب اخلاق ذميمهء نفسانيّه و معرفت آنها ، مشغول به عبادات گردد ، چون آفات مذكوره در نفس او پنهان است و از آنها بىخبر است ، لهذا مغرور مىشود به ظاهر عبادات ، و از فساد باطن آنها غافل است ، و شايد به زحمت و كلفت ، نفس را به عبادت مىدارد و حالآنكه حقّ ، جلّ و علا ، اخلاص در عمل را طالب است ، كه :
وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ
« 40 » ؛ و نيز اهل اخلاص در خطرند ، كه : « و المخلصون على خطر عظيم » « 41 » :
« زاهدانْ از گناه توبه كنند * عارفانْ از عبادتْ استغفار » « 42 »
هامش
( 38 ) - جمع كيّس : هوشيار و زيرك
( 39 ) - پروردگارى
( 40 ) - به منهج اوّل ، صفحهء 144 - 145 رجوع شود .
( 41 ) - به منهج اوّل ، صفحهء 172 سطر 12 رجوع شود :
« روضة المذنبين و جنّة المشتاقين » : 160 و بخش تعليقات : 324 ، « مرصاد العباد » : 69 و 362 ، « احاديث مثنوى » :
53 و به صورت « انّ الموقنين . . . لعلى خطر عظيم » در : « بحار الانوار » 70 : 245 ، « مستدرك الوسائل » 1 : ح 86 - 3
( 42 ) - « عاصيان . . . » : « كلّيّات سعدى » : « گلستان » : 39 : اين بيت ، در منهج اوّل ، صفحهء 148 ذكر شده است .