مذكور شد :
« گر مايهء بيچارگى ، « قطمير » « 31 » مردم مىكند * ماخولياىِ مِهترى ، سگ مىكند « بَلعام » را » « 32 »
و اين دو طايفه كه مغرورند به نسب و علم خود ، غافلند از آنچه مضمر « 33 » و پنهان است در علم غيب حقّ تعالى در حقّ ايشان ؛ زيرا كه شايد با وجود نسب و علم ، در سابق علم الهى ، مكتوب باشد به شقاوت ، كه : « السّعيد سعيد في بطن امّه و الشّقىّ شقىّ في بطن امّه » « 34 » ؛ چنانكه « خواجه عبد اللّه انصارى » گويد :
« الهى ! اگر همه از آخر ترسند ، « عبد اللّه » از اوّل » « 35 » . و حضرت سيّد السّاجدين عليه السّلام مىفرمايد : « ليت شعري ا للشّقاء ولدتني امّي ام للعناء ربّتني . . . و ليتني علمت ا من اهل السّعادة جعلتني و بقربك و جوارك خصصتني فتقرّ بذلك عيني و تطمئنّ به نفسي » « 36 » ؛ در صورتى كه امام معصوم « مفترض الطّاعة » « 37 »
هامش
( 31 ) - نام سگ « اصحاب كهف » است ؛ و مقصود از بيت فوق ، آن است كه : از راه عجز و بيچارگى ، سگ اصحاب كهف به مقام شريف انسانيّت مىرسد ، و « بلعم باعورا » در راه خودپرستى و جاهطلبى ، آدميّت خويش را از دست مىدهد و سگصفت مىگردد .
( 32 ) - از مايهء . . . مردم مىشود : « كلّيّات سعدى » : غزليّات : 347
( 33 ) - پوشيده و پنهان
( 34 ) - خوشبخت ، در شكم مادر خوشبخت است ، و بدبخت نيز در شكم مادر بدبخت و تيرهروز است :
السّعيد من سعد فى بطن امّه و الشّقىّ من شقى فى بطن امّه :
« الزّهد » : 14 ، « متشابه القرآن » 1 : 179 ، « مجموعهء ورّام » 2 : 411 و با تقدّم و تأخّر در جملات در : « تفسير قمّى » 1 :
227 ، « التّوحيد » : 356 ، « غوالى اللآلئ » 1 : 35 ، « بحار الانوار » 5 : 9 و 157 :
توضيح : اين حديث شريف را كه بعضى از آن استنباط جبر كردهاند توضيحى در خور است ؛ و بهترين توضيح آن ، مطلبى است كه حضرت شارح در شرح عبارت « الذّاتىّ لا يختلف و لا يختلف » در « باب حسد » ، صفحهء 201 سطر 17 ، در همين منهج بيان فرمودهاند ، رجوع شود .
( 35 ) - « الهى ! همه از روز جزا مىترسند و « عبد اللّه » از روز ازل » : « انوار التّحقيق » : 14
( 36 ) - « بحار الانوار » 94 : 143 ( المناجاة الثّالثة للخائفين لسيّد السّاجدين عليه السّلام )
( 37 ) - كسى كه اطاعت از او واجب باشد .