إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ
« 21 » . و « اصمعى » « 22 » گويد :
« شبى قريب به صبح ، در زيارت « بيت اللّه » آواز حزينى شنيدم كه از ميان « كعبه » مناجات مىنمود و مىگفت » :
« الا ايّها المأمول في كلّ حاجة * شكوت اليك الضّرّ فارحم شكايتي
الا يا رجائي ! انت كاشف كربتي * فهب لي ذنوبي كلّها و اقض حاجتي
اتيت باعمال قباح رديّة * فما ان ارى خلقا جنى كجنايتي
و زادي قليل ما اريه مبلّغا * ا للزّاد ابكي ام لبعد مسافتي
ا تحرقني بالنّار يا غاية المنى ؟ * فاين رجائي منك اين مخافتي » « 23 »
« اصمعى » گويد : « بعد ، مناجاتكننده بيرون آمد ، ديدم حضرت سيّد السّاجدين عليه السّلام است ، گفتم : اى سيّد و مولاى من ! تو فرزند آنى كه حقّ تعالى در حقّ او گفت : « لولاك لما خلقت الافلاك » « 24 » ، و حالآنكه مناجات
هامش
( 21 ) - . . . همانا كه او از اهل ( بيت ) تو نبود ؛ زيرا كه او ، انجامدهندهء كار ناشايسته بود : سورهء 11 آيهء 46
( 22 ) - در منابع روايى شيعه ، اين شخص ، « طاوس يمانى » ذكر شده است ؛ و « اصمعى » نامى كه در كتاب « مناقب » ابن شهرآشوب و « مستدرك الوسائل » اسم برده شده ، راوى روايت مشابهى مىباشد . بايد دانست كه اين « اصمعى » غير از اديب و لغوى معروف است ؛ زيرا وى ، زمانا ، متأخّرتر از حضرت سيّد السّاجدين عليه السّلام بوده است .
( 23 ) - اى آنكس كه در همهء نيازمنديها آرزوى منى ! اينك از درماندگى و پريشانى خود به سوى تو شكوه مىكنم ، پس بر شكوهء من ترحّم فرماى . اى اميد من ! تو برطرفكنندهء اندوه منى ، پس همهء گناهان مرا بيامرز و حاجتم را برآور . اينك با ( جهانى ) كار ناپسند و ناشايست به سوى تو آمدهام ، پس هيچ آفريدهاى را نمىنگرم كه تبهكارتر از من باشد . ( بار خدايا ) توشهء من اندك است و چنين مىبينم كه مرا كفايت نمىكند ، آيا بر كمى توشهء خود بگريم يا از دورى راه . اى نهايت آرزوها ! آيا مرا به آتش ( خشم خويش ) مىسوزانى ، پس اميد من كجا و ترس من كجا ؟ ! :
« المناقب » 4 : 164 ( بيت 3 و 5 ) ، « أعلام الدّين » : 171 ، « بحار الانوار » 99 : 198 ، « مستدرك الوسائل » 9 : حديث 11057 - 2
( 24 ) - به منهج اوّل ، صفحات 87 و 210 سطر 12 رجوع شود :
« المناقب » 1 : 271 ، « الانوار » : 5 ، « تأويل الآيات » : 430 ، « بحار الانوار » 16 : 406