علا كه تعبير از آن به ذكر مىشود ، معرفت قلب و نفس است كه تعبير مىشود به تفكر در نفس كه « من عرف نفسه فقد عرف ربّه » 231
« وَ فِي أَنْفُسِكُمْ أَ فَلا تُبْصِرُونَ
و
سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ » .
232
لهذا طالب حق را به غير از دل و دلبر كارى نيست ، بلى من باب المقدمه بر او لازم است تطهير و تنظيف قلب از ارجاس « * » و انجاس « * » كه مقصود اخلاق رذيله بوده باشد ، بلكه از ما سواى حق جلّ و علا كه تعبير از آن مىشود به تخليه و آرايش قلب و صيقل دادن آنست به اطاعات و عبادات و صفات حسنه و اخلاق كريمه تا قابليت ظهور و حضور حضرت حق جلّ و علا را بيابد كه تعبير از آن مىشود به تجليه « * » و تحليه . « * »
« إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً » .
233
فدايت ، اگر عمل كنى ، همين قدر بس است ، و اگر عاملى نباشد ، درد و غصه در دل باشد ، بهتر از آنست كه عبث « * » اظهار كند ، و كسى گوش به درد دل او نكند ، اميد چنانست كه در خلوات با حبيب ، اين روسياه در گاه إله را
هامش
( * ) ارجاس : پليدىها .
( * ) انجاس : كثافتها .
( * ) تجليه : صفا دادن .
( * ) تحليه : آراستن .
( * ) عبث : بيهوده