اضافه به حضرت اوست جلّ و علا نه بالذات و فى نفسه لهذا شايسته براى عاقل چنانست كه صرفنظر و همت طلب از جميع اشياء غير از او نموده و به مقتضاى « قل اللّه ثمّ ذرهم » 228 همت طلب را منحصر در او نموده ، و او را بذاته و بنفسه قرار داده ، بگويد :
ما از تو نداريم به غير از تو تمنّا * حلوا به كسى ده كه محبت نچشيده
دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را
پس غنيمتى در اين حيات تازه جز از طلب او جلّ و علا منظور نداشته باشد و در تمام آنات و لحظات و حركات و سكنات نظر به او جلّ و علا داشته و او را حاضر و ناظر در جميع اوقات بداند ، تا وقت خوابيدن در شب آينده و هكذا .
و از اين بيان معلوم شد كه قبيحترين قبائح براى چنين كسى صرف همت نمودن است به مشتهيات « * » و مستلذّات « * » و امور معاش خود مانند بطن و فرج و غير ذلك و لذا شايسته است بالمرة غفلت از امور مزبوره نموده ، و به هيچ وجه التفات به امورات مذكوره ننمايد و اگر من باب ضعف نفس قهرا التفات به امورات مزبوره بشود چون نه از او و نه از غير او جز از حضرت حق جلّ و علا كارى برنمىآيد ، پس امورات خود را
هامش
( * ) مشتهيات : دوستداشتنىها .
( * ) مستلذات : لذتبخشها .