مجازى است ؛ چه از ايشان به مذهب حق فرقهء ناجيهء اثنى عشريه ، محال است كه گناه - خواه صغيره و خواه كبيره - صادر شود . پس مراد يا تعليم امت است در دعا كردن و استغفار از گناهان خود نمودن ، « 1 » يا آنكه امور مباحه ، مثل اكل و شرب و سوارى و راه رفتن و امثال آن ، نسبت به مرتبه و منزلهء ايشان به منزلهء گناه است ؛ چنانچه گفتهاند : « حسنات الأبرار سيئات المقرّبين » . « 2 » پس مطلب از استغفار ايشان آن است كه به سبب آن مباحات ، كه خلق را در تعيّش ، به آن احتياج مىشود ، نقصى در كمالات و كمال قرب ايشان به مبدء فياض به هم نرسد .
[ قوله : « دعاؤه في الاستكفاء إذا حزنه أمر . . . دعاؤه في صلاة الليل » ]
دعاؤه في الاستكفاء إذا حزنه أمر ، « 3 » دعاؤه عند الشدّة ، دعاؤه بالعافية ، دعاؤه لأبويه ، دعاؤه لولده ، دعاؤه لجيرانه ، دعاؤه لأوليائه ، دعاؤه لأهل الثغور ، دعاؤه في التفزّع ، دعاؤه إذا قتّر عليه الرزق ، دعاؤه في المعونة على قضاء الدين ، دعاؤه بالتوبة ، دعاؤه في صلاة الليل .
در نسخههاى اصل ، « حزنه » به نون است و در نسخهء ابن ادريس ، به باء موحده نيز آمده است ؛ يعنى چون امرى بر او مشتد مىشد و به او مضرت مىرسانيد ؛ « 4 » چنانچه در حديث وارد شده است : « من حزبه أمر فليصلّ ركعتين » ؛ « 5 » به اين معنى
هامش
( 1 ) . اين ، يكى از دو ديدگاه على بن طاووس است ؛ همان گونه كه اربلى در كشف الغمّة ( ج 3 ، ص 321 ) از او نقل كرده است .
( 2 ) . اين ، ديدگاه اربلى است در كشف الغمّة ( ج 3 ، ص 322 - 324 ) و « حسنات الابرار . . . » سخن ابى سعيد خزّاز احمد بن عيسى است ؛ همان گونه كه در تاريخ بغداد ( ج 4 ، ص 277 ) در ترجمهء او مذكور است . همچنين در المقاصد الحسنة في بيان الأحاديث المشتهرة على الألسنة ( ص 119 ، ح 404 ) ، الشذرة في الأحاديث المشتهرة ( ج 1 ، ص 254 ، ح 357 ) ، و در تفسير قرطبى ( ج 1 ، ص 309 و ج 11 ، ص 255 ) به جنيد نسبت داده شده است .
( 3 ) . در صحيفه : دعاؤه في الاستسقاء ، دعاؤه في مكارم الأخلاق ، دعاؤه إذا حزنه أمر .
( 4 ) . نسخهء ج : مضرت رسانيد .
( 5 ) . بحار الأنوار ، ج 91 ، ص 375 ، ح 33 .