حجب الطلب ، لابسا نور الوجود .
خداوند عزّ و جلّ مىفرمايد : « مبادا آنان كه به مرحلهء يقين نرسيدهاند ، تو را بىثبات و سبكسر گردانند . » « 1 »
تمكن برتر از طمأنينه است ؛ و به نهايت استقرار [ و استقامت در مقام ولايت ] اشاره دارد ؛ [ و آن بعينه همان از ميان رفتن بىارادگى و تشويش و تردد است . ] تمكن بر سه درجه است :
درجهء نخست ، تمكن مريد است و اين تمكن با فراهم شدن سه چيز براى مريد حاصل مىآيد : قصدى صحيح [ با توجه به سوى حق و قطع التفات به ماسواى او ] كه او را [ در راهش ] به حركت درآورد ؛ و شهودى درخشنده كه او را بر حركت وادارد ؛ و راهى گشوده كه [ با قوت يقين و شهود شواهد آشكار گشته است و ] او را آرامش دهد .
درجهء دوم ، تمكن سالك است ؛ و اين تمكن با فراهم آمدن سه چيز براى سالك حاصل مىآيد : انقطاعى صحيح [ از غير حقتعالى ، به اينكه هرچه غير اوست به كلى از نظر او برود ؛ ] و برق [ و درخشش ] شهودى [ كه با تجلى حاصل مىشود ؛ ] و حالى مصفا [ و پاك از معارضهء علم ، همراه با همت و ملازمت شوق . ]
درجهء سوم ، تمكن عارف است ؛ و آن اين است كه در حضرت [ جمع ] مستقر شود ؛ بالاتر از حجابهاى طلب - [ زيرا طلب هميشه در حال غيبت است ] - در حالى كه لباس نور وجود را [ با بقاى پس از فنا ] بر تن كرده است .
هامش
( 1 ) - 30 / 60 .