تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنوز الحكمة ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
عشق او چون سر خطا باشد * كى ترا زان ز حق عطا باشد ؟
ص 360 و
حب او مر ترا به نار دهد * مىنداده ترا خمار دهد !
ص 369 نيز ر . ك : تعليقات حديقة الحقيقة ، صفحه‌هاى 479 ، 489 و « ابو الفضل رشيد الدين ميبدى » در پارسى اين حديث چنين آورده است : « دوستى دنيا سر همه گناهان است ، و مايه هر فتنه و رنج و سر هر فساد كه عاقبت آن دروغ باشد . » كشف الاسرار ، ج 7 ، ص 357 شيخ بهاء الدين عاملى ، حب دنيا را اگرچه در « نان و حلوا » باشد ، سر خطاها و منشاء بىايمانى اعلام نموده است :
حب دنيا هست رأس هر خطا * از خطا كى مىشود ايمان عطا ؟
كليات شيخ بهائى - مثنوى نان و حلوا - ص 20 و در « نان و پنير » نيز اگر آغشته به حب دنيا بود ، همين حديث را روا داشته است :
حب دنيا گرچه رأس هر خطاست * اهل دنيا را در آن بس چيزهاست حب آن رأس الخطيئات آمده است * بين حب الشىء و الشىء فرق هست
كليات شيخ بهائى - مثنوى نان و پنير - ص 39 « عجلونى » در « كشف الخفاء و مزيل الالباس ، ج 1 ، ص 345 » ، آن را به عيسى على نبينا و عليه السلام نسبت مىدهد . « . . . كان عيسى بن مريم يقول : حب الدنيا رأس كل خطيئة ، و المال فيه داء كثير » و مصنف « كنوز الحكمة » در جاى ديگرى از اين كتاب ( ص 170 س 15 ) نيز آن را در شمار سخنان عيسى بن مريم آورده است . همچنين ر . ك : « انجيل » ، رساله يعقوب ، باب چهارم ، صفحه 372 ، آيه‌هاى 4 و 5 . « حب الدنيا اصل كل معصية و اول كل ذنب » در « المواعظ العددية » ص 11 و صورت پارسى منظوم آن در « فروغ بينش » ، ص 241 اين‌چنين به دست داده شده است :
دنياطلب از كمال عارى باشد * دنياطلبى مايهء خوارى باشد اين ريشه هر خطا و نافرمانى است * و اين اول هر گناهكارى باشد
همچنين ر . ك : حكم و امثال دهخدا ، ج 2 ، ص 689 ، و جواهر الاسمار ، ص 149 .