و اجعلنا مع الاحياء المرزوقين ، الّذين انعمت عليهم من النّبيّين و الصّدّيقين و الشّهداء و الصّالحين ، آمّين يا ربّ العالمين [ 1 ] . » اين مقدار كه گفته آمد كفايت بود در حديث مرگ . و كتاب بر اين ختم كنيم و اميدواريم كه هر كه اين كتاب بخواند و از اينجا فايده گيرد كه مصنّف كتاب را به دعا فراموش نكند ، و از حق - تعالى - وى را عفو و آمرزش خواهد ، تا اگر سهوى و زلّتى و خللى به گفتار راه يافته است ، يا تكلّفى و ريايى به نيّت آميخته شده است خداى - تعالى - به فضل و كرم خود و به بركات دعاى ايشان در گذارد و از ثواب اين كتاب بىنصيب نكند ، كه هيچ غبن بيش از آن نبود كه كسى خلق را به خداى دعوت كند و آنگاه به سبب نظر به خلق از حق - تعالى - محجوب شود ، نعوذ باللّه من ذلك . فنقول في خاتمة الكتاب :
اللّهمّ انّا نعوذ بعفوك من عقابك ، و نعوذ برضاك من سخطك ، و نعوذ بك منك .
لا تحصى ثناء عليك ، انت كما اثنيت على نفسك . و الحمد للّه ربّ العالمين ، و الصّلاة على محمّد و آله الطّيبين الطّاهرين [ 2 ] .
سپاس آن خداى را كه شهيدان در قرب جوارش زندهء روزى خورند ، خداوندى كه زندگى پرفراز و نشيب مرا پايدار ساخت تا كار تصحيح و چاپ كيمياى سعادت نهصد و اند سالهء غزالى پس از ترجمهء احياء او به كمال برسد . اميد است اين كار پژوهشى با شادى معاصران و دعاى خير آيندگان بدرقه گردد .
ششم مهر 1361 دهم ذىحجهء 1402
هامش
[ 1 ] اى راهنماى گمشدگان و اى بخشندهء گناهكاران و اى درگذرنده از لغزشهاى لغزندگان ، ببخشاى بر اين بندهء خود آن خطر بزرگ را ، و بر همهء مسلمانان عموما ، و ما را در زمرهء زندگان روزىخورنده قرار بده ، آنان كه بر ايشان انعام كردى از پيامبران و صدّيقان و شهيدان و صالحان ، اجابت كن دعاى ما را اى پروردگار عالميان .
[ 2 ] از آن به خدا پناه مىبريم . پس در پايان اين كتاب مىگوييم : بار الها ما از عقاب تو به عفو تو پناه مىبريم ، و از خشم تو به خشنودى تو ، و از تو به تو . ستايش بر تو در شمار نيايد ، تو همچنانى كه خويشتن را ستودهاى . و ستايش خداى را كه پروردگار عالميان است ، و درود بر محمد و خاندان پاك و پاكيزه دامانش .