و نگاه داشتهاند در نظر او ظاهر شوند و زبان طعن و توبيخ به او دراز كنند كه شرمنده شوى ما را هم شرمنده كردى و خود را هم اين عمل خبيث را چگونه معروض درگاه اقدس پروردگار كنيم خدا از تو ناراضى باشد كه ما را ناراضي گذاشتى آنگاه جائى كه مناسب عمل خبيث او باشد به او بنمايند آنگاه با ذلال هرچه تمامتر روح او را قبض كنند و از دار راحت فانى او را بدار محنت باقى كشند مورد بغض و نفرت در دل او نفير « 1 » حسرت و بر لب او زفير « 2 » محنت و در سينه او داغ خسران « 3 » و در ديدهء او آب حرمان « 4 » راه ذلت برگيرد و جاى آن دارد كه خاكيان از حرمان آن غم ديده نالهء حسرت بافلاك رسانند و افلاكيان از خذلان « 5 » آن ماتم رسيده اشك اندوه و محنت بر خاك افشانند .
هامش
( 1 ) - ناله
( 2 ) - نفس
( 3 ) - زيان
( 4 ) - نااميدى
( 5 ) - بىبهرهگى