آن ساعت از خداى خويش مهلت يك ساعت عمر طلبد كه مگر در آن ساعت عملى كند و بموجب
وَ لَنْ يُؤَخِّرَ اللَّهُ نَفْساً إِذا جاءَ أَجَلُها
« 1 » او را مهلت و امان ندهند و به او بگويند كه اى نادان تو مهلت يك ساعت از ما ميطلبى ما ده هزار ساعت ترا عمر داديم و به صد گونه روش و سلوك ترا بدرگاه خود خوانديم و ترا راه درگاه خود نموديم و ترا قدرت و طاقت رفتن آن راه هم داديم هيچ پرواى سخن ما نكردى و شنيده را نشنيده گرفتى حالا كه كار از دست رفته است مهلت يك ساعت عمر از ما ميطلبي كه در آن ساعت عملي كني كه سبب نجات ابدى تو شود هيهات هيهات كه اين مراد برنيايد آنگاه كرام الكاتبين كه دو فرشته مقرّبند و اعمال او را مواظبت نموده
هامش
( 1 ) و هرگز مهلت نميدهد خداى تعالى هيچ نفسى را چون اجل او برسد