وَ نَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً وَ إِنْ كانَ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنا بِها وَ كَفى بِنا حاسِبِينَ
« 1 » بعد از حساب اي انسان اگر حسنات تو راجحتر است ما از تو راضييم و در عيش و نعيم ابدى مخلد خواهي شد و اگر سيئآت تو راجحتر است ما از تو ناراضييم و مقام ابدي و هميشهگى تو هاويه است
فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ فَهُوَ فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ وَ أَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ فَأُمُّهُ هاوِيَةٌ
« 2 »
هامش
( 1 ) - و در ميان نهيم ترازوهاى عدل را براى جزاى روز رستخيز كه عمل را بدان بسنجند پس ستم كرده نشود بر هيچكس چيزى از حق او يعنى از نيك و بد هيچ عملى ناسنجيده گذارده نشود و اگر باشد عمل به مقدار دانه اسپند حاضر گردانيم آن را و ما حسابكننده كافى هستيم مر اعمال بندگان را
( 2 ) - هركه را سنگين باشد مقادير نيكيهاى او نسبت به بديهايش پس او داراى زندگانى پسنديده خواهد شد و هركه را سبك باشد مقادير خوبىهاى او نسبت بزشتيهايش پس جاى او هاويه كه از دركهاى جهنم است خواهد بود