چهارم - آنكه اندر اين روز قرآن بسيار خواند ،
و سورت الكهف بر خواند كه در فضل آن اخبار آمده است . و عابدان سلف عادت داشتهاند روز آدينه هزار بار قل هو اللّه احد خواندن ، و هزار بار صلوات دادن ، و هزار بار سبحان اللّه و الحمد للّه و لا إله الّا اللّه و اللّه اكبر گفتن .
پنجم - آنكه نماز بيشتر كند اندر اين روز .
و در خبر است كه « هر كه در جامع شود در وقت چهار ركعت نماز كند و در هر ركعتى پنجاه بار قل - هو اللّه احد با يك بار سورت الحمد برخواند ، از اين جهان بيرون نشود تا جايگاه وى در بهشت با وى نمايند يا با ديگرى كه وى را خبر دهد . » و مستحبّ است در اين روز چهار ركعت نماز كردن به چهار سورت : الانعام ، الكهف ، طه و يس . پس اگر نتواند سورة السّجدة و لقمان و سورهء - الدّخان و سورة الملك بخواند . و ابن عباس ( رض ) نماز تسبيح دست - بنداشتى هرگز روز آدينه - و اين نماز معروف است . و اولىتر آن بود كه تا به وقت زوال نماز همىكند ، و پس از زوال تا نماز ديگر به مجلس علم شود ، و پس از آن تا نماز شبانگاه به تسبيح و استغفار مشغول شود .
ششم - آنكه اين روز از صدقه خالى نگذارد ،
و اگر همه پارهاى نان باشد ، كه فضل صدقه در اين روز زيادت باشد . و هر سايلى كه به وقت خطبهء امام چيزى خواهد ، او را زجر بايد كرد [ 1 ] ، و كراهيت بود وى را چيزى دادن .
هفتم - آنكه در جمله ، اين روز از هفته ، آخرت را مسلّم دارد ،
و همهء روز به خير مشغول شود ، و كار دنيا در باقى كند [ 2 ] . و آنكه حق - تعالى - مىگويد .
هامش
[ 1 ] زجر كردن ، بازداشتن با پرخاش .
[ 2 ] در باقى كردن ، موقوف داشتن .