تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
پاكيزگى بدان بود كه موى بسترد و ناخن باز كند و موى لب [ 1 ] راست كند ، و اگر از پيش به گرمابه شده باشد ، و اين به جاى آورده باشد ، كفايت بود . و آراستگى بدان بود كه جامهء سپيد پوشد كه خداى - تعالى - جامهء سپيد دوست‌تر دارد ، و بوى خوش به كار دارد - بر نيّت تعظيم مسجد و نماز - تا از وى بوى ناخوش نيايد كه كسى از وى به رنج آيد و در غيبت افتد .

ادب چهارم

پگاه شدن [ 2 ] است به جامع . كه فضل اين بزرگ است . و اندر روزگار اول ، در وقت صبح ، به چراغ [ 3 ] به مسجد شدندى ، و راهها از زحمت [ 4 ] چنان بودى كه دشوار توانستندى رفت . ابن مسعود ( ره ) يك راه به - مسجد شد ، سه كس پيش از وى آمده بودند ، با خويشتن عتاب مىكرد و مىگفت - : « تو در درجهء چهارم باشى ، كار تو چون بود ؟ » و چنين گفتندى كه اول بدعتى كه در اسلام پديد آمد اين بود كه اين سنّت را دست بداشتند . و چون جهودان و ترسايان ، روز شنبه و يكشنبه ، پگاه ، به - كليسا و كنشت شوند و مسلمانان اندر آدينه - كه روز ايشان است - تقصير كنند ، چگونه باشد ! ؟ و رسول ( ص ) گفته است : « هر كه در ساعت اوّل از اين روز به جامع شود ، چنان بود كه اشترى قربان كرده باشد ، و اگر ساعت دوم شود ، گاوى قربان كرده باشد ، و اندر سوم ساعت ، گوسفندى ، و اندر چهارم ساعت ، ماكيانى ، و اندر پنجم ساعت ، خايهء مرغى و چون خطيب بر منبر برآيد ، فريشتگان كه اين قربان مىنويسند صحايف درنوردند و به سماع خطبه مشغول شوند ، و هر كه در اين وقت آيد جز فضل نماز چيزى ديگر نيابد .

ادب پنجم

آنكه پاى بر گردن مردمان ننهد - اگر دير آمده باشد - كه در خبر است كه كسى كه چنين كند ، در قيامت از او پلى سازند تا مردمان بر وى مىگذرند . و رسول ( ص ) يكى را ديد كه چنين مىكرد ، چون نماز كرد
هامش
[ 1 ] موى لب ، شارب . [ 2 ] شدن ، رفتن . [ 3 ] با چراغ . [ 4 ] زحمت ، ازدحام .