تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
و بدان كه اين نماز بر زنان و بندگان و كودكان و مسافران واجب نيست . و روا باشد دست به داشتن « 1 » به عذر گل و باران و به عذر بيمار دارى ، چون بيمار را دارندهء ديگر نبود و ليكن اولىتر آن بود كه نماز پيشين پس از آن كنند [ 1 ] كه مردمان از جمعه فارغ شوند .

آداب جمعه

بدان كه در جمعه ده چيز سنّت است ، و بايد كه ادب نگاه دارند :

ادب اول

آنكه روز پنجشنبه جمعه را استقبال كند به دل ، و ساختن كار - چون جامهء سپيد راست كردن و شغلى كه باشد از پيش بكردن - تا بامداد پگاه به نماز تواند شد ، و نماز ديگر روز پنجشنبه خالى نشستن و به تسبيح و استغفار مشغول شدن - كه فضل اين ساعت عظيم است و در مقابلهء آن ساعت عزيز است كه در روز آدينه است . و گفته‌اند : اندر اين شب صحبت كردن با اهل [ 2 ] سنّت است تا آن نيز متقاضى غسل باشد هر دو [ 3 ] را اندر روز آدينه .

ادب دوم

- آنكه بامداد به غسل مشغول شود - اگر زود به مسجد خواهد - شد و اگر نه تأخير اولىتر و رسول ( ص ) به غسل جمعه فرموده است ، فرمانى مؤكّد ، تا گروهى از علما پنداشته‌اند كه اين غسل فريضه است . و اهل مدينه چون با كسى سخن درشت خواستندى گفتن ، گفتندى : « تو بترى از آنكه روز آدينه غسل نكند . » و اگر كسى در اين وقت جنب باشد ، چون غسل جنابت بكند اولىتر آن بود كه بر نيّت غسل جمعه ، ديگرباره آب بر خويشتن ريزد . پس اگر به يك غسل هر دو نيّت بياورد ، كفايت باشد و فضل غسل جمعه نيز حاصل شود .

ادب سوم

آن است كه آراسته و پاكيزه و نيكوهيئت به مسجد آيد . و
هامش
[ 1 ] يعنى دارندگان عذر ، چنان كه در « احياء » تصريح شده است : اعنى اصحاب الاعذار . [ 2 ] همخوابگى با زن خود . [ 3 ] زن و شوهر . ( 1 ) ص 133 - ح 5 .