تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
با تو بيعت مىكنيم به شرط اين كه همان مقدار كه زمان عثمان به ما پرداخت مى شد بپردازى و كشندگان عثمان را به قتل رسانى و اگر از تو بيمناك شويم به شام و معاويه ملحق مىگرديم ! امام ( ع ) فرمود : اما مسئله « بدر » وظيفه الهى بود ، و اما مسئله مال در اختيار من نيست كم كم و زياد كنم ، آنچه خدا فرموده انجام مىدهم ، و در مورد كشندگان عثمان اگر ملزم بودم آنها را بكشم همان وقت اين كار را مىكردم ، و اگر شما از من بيم داشته باشيد به شما تأمين مىدهم براى چه بيم داشته باشيد ؟ « وليد » داستان را براى رفقايش گفت با ناراحتى از هم جدا شدند ، و « عمار ياسر » و گروهى به امام ( ع ) خبر دادند كه اينها پنهانى مردم را دعوت به بر كنارى شما از خلافت و نقض بيعت مىكنند . امام ( ع ) به مسجد آمد منبر رفت و اعلام كرد كه خداوند براى هيچكس جز به تقوى برترى قائل نشده و پاداش آن را در آخرت خواهد يافت ، من روشى جز قرآن و سنت پيغمبر انتخاب نخواهم كرد ، هر كس به آن راضى نيست هر كجا مىخواهد برود ، كسى كه خدا را اطاعت كند و به حكم او ، حكم نمايد از هيچكس وحشت ندارد . سپس از منبر فرود آمد و دو ركعت نماز خواند و عمار ياسر را با « عبد الرحمن » به سوى طلحه و زبير كه در گوشه مسجد نشسته بودند فرستاد آنها نزد امام عليه السلام آمدند . فرمود : شما را به خدا سوگند مىدهم آيا اين طور نبود كه من از بيعت كراهت داشتم و شما با رغبت بيعت نموديد ؟ گفتند چرا .