امام عليه السلام فرمود :
اما مركبها ، حاضريم از شما بگيريم و از خراجتان كسر كنيم ، و غذاها را اگر قيمتش معين نشود نخواهيم خورد .
گفتند : خود قيمت مىگذاريم و بهاى آن را حساب مىكنيم .
امام عليه السلام فرمود :
شما قيمت حقيقى آن را معين نخواهيد ساخت .
گفتند ما در بين لشكر شما آشنايان و دوستانى داريم آيا مانعى دارد به آنها اهداء كنيم ؟
امام عليه السلام فرمود :
همه دوستان شمايند و هيچكدام از مسلمانان نبايد هديهء شما را بپذيرند ، سپس اضافه كرد ، اگر در سربازان كسى چيزى را از شما غصب كرد به ما اعلام كنيد .
آنها در پذيرفتن هديه اصرار كردند .
امام فرمود : ما از شما بىنيازتريم و به اين ترتيب نهايت بزرگوارى و بى نظرى خود را اثبات فرمود .
امام ( ع ) در حقيقت با اين عمل جلوى هر گونه تجاوزى را كه امكان داشت از ناحيهء سپاه بوجود آيد و تحت عنوان هديه مورد سوء استفاده قرار گيرد ، بست .
در اين راه هنگامى كه به سرزمينى بنام « رقه » رسيد ، در كنار فرات در محلى به نام « بليخ » فرود آمد .
در اينجا بود كه راهبى از صومعه بيرون آمد و به خدمت امام رسيد اظهار داشت :
ما كتابى از پدران خود به ارث بردهايم كه اصحاب « عيسى بن مريم ( ع ) »
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 351
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٥١