97 چاپ بيروت )
142
- ابن ابى الحديد از « ابو الفرج ابن جوزى » در كتاب « المنتظم » نقل مىكند :
« هنگامى كه زياد تصميم گرفت كوفه را ويران كند و درختان آن را قطع نمايد از اين راه وارد شد كه همه را در مسجد گرد آورد ، و بيزارى از امام ( ع ) را به آنها پيش نهاد كرد ، و مىدانست كه مردم نخواهند پذيرفت .
پس بدين بهانه مىتواند به مقصود خويش نائل گردد ، همه را به مسجد خواند مسجد پر از جمعيت شد و وضع عجيبى بر مردم حكومت مىكرد .
ناگاه شخصى آمد و گفت :
امير امروز نمىآيد و به شما كار ندارد ، معلوم شد ، او به بيمارى طاعون مبتلا شده است ، و همواره مىگفت حرارت آتش در نيمى از بدنم احساس ميكنم ( جلد 3 صفحه 199 )
143
- اين خطبه را امام ( ع ) در لشكرگاه « نخيله » بيرون شهر كوفه هنگام حركت براى جنگ صفين در 20 شوال سال 37 هجرى قمرى ايراد فرموده است ( شرح ابن ابى الحديد جلد 3 صفحه 201 )
144
- اين خطبه را جماعتى از تاريخ نويسان از جمله « نصر بن مزاحم » نصر بن مزاحم - كتاب نصر بن مزاحم - نقل كردهاند .
جريانات راه صفين
: در اين سفر امام به شهر « انبار » رسيد ، دهقانان و سرشناسان اين شهر به استقبال آمدند و اظهار داشتند قاطرهائى را براى شما به هديه آوردهايم و غذا براى مسلمانان فراهم ساختهايم ، و علف فراوانى براى مركبهايتان تهيه كردهايم .