بگويد بعد تو ، او مرد حيلهگرى است ، ابتدا راضى شده بعد كه تو سخن گفتى مخالفت خواهد كرد .
- ابو موسى مرد بسيار كودنى بود - گفت :
اوه ! ما اتفاق نمودهايم .
سپس قدم را پيش گذاشت و گفت :
رأى ما بر اين قرار گرفته كه على و معاويه را خلع كنيم و كار را به شورا گذاريم و اضافه كرد :
« و انى قد خلعت عليا و معاوية فاستقبلوا اموركم و ولّوا من رأيتموه بهذا الامر اهلا » .
من على و معاويه را خلع كردم شما هر كه را اهل مىدانيد به خلافت برگزينيد .
عمرو به پا خاست گفت :
« ان هذا قد قال ما سمعتم و خلع صاحبه و انا اخلع صاحبه كما خلعه و اثبت صاحبى معاوية فى الخلافة فانه ولى عثمان و الطالب بدمه و احق الناس بمقامه » « اين شخص آنچه گفت شنيديد ، او رئيس خود را خلع نمود من نيز او را خلع مىكنم .
همانطور كه او خلع كرد و رئيس خود معاويه را به مقام خلافت اثبات مىنمايم او ولى عثمان و خونخواه ، و سزاوارترين مردم به مقام او است .
( و به اين ترتيب نادانيها و حماقتهاى مردم قشرى از يك سو و تلاشهاى باقيمانده منافقان و احزاب جاهلى .
از سوى ديگر كار خود را كرد و جهان اسلام را تاريك ساخت ، لشكر امام عليه السلام بعدا سخت پشيمان شدند كه چرا همان روز كه امام گفته بود كار را يكسره نكردند اما پشيمانى سودى نداشت ) .
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 334
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٣٤