خطبه - 65 : « يكى از خطبههائى است كه امام ( ع ) ايراد فرموده است و در آن مباحثى لطيف از علم خداوند مطرح شده است » ستايش مخصوص خداوندى است كه هيچ صفتى از او بر صفت ديگرش پيشى نگرفته - ( 163 . ) تا بتوان گفت پيش از آنكه « آخر » باشد « اول » بوده است ، و قبل از آنكه « باطن » باشد « ظاهر » بوده ، هر چه را تنها و واحد فرض كنيد جز او قليل و كم است ( ولى او در عين وحدت بى انتها است ، ) هر عزيزى غير او خوار و ذليل ، و هر نيرومندى جز او ضعيف و ناتوان است هر مالكى غير از او خود مملوك و هر عالمى جز او دانش آموز است ( چه اين كه آنها از خود ندارند بايد از ديگرى بگيرند ) هر قادرى جز او ، گاهى توانا ، و گاهى ناتوان است ، و هر شنوندهاى غير از خدا از درك صداهاى ضعيف كر است ، و صداهاى قوى نيز گوش او را كر مىكند ، و آوازهاى دور را نمىشنود .
هر بينندهاى غير از او از ديدن رنگهاى ناپيدا و اجسام بسيار كوچك ناتوان ، است ، و هر ظاهرى غير از او پنهان ، و هر پنهانى جز او آشكار نيست .
موجودات را آفريده اما نه براى تقويت فرمانروائى و قدرتش ، و نه براى بيم از حوادث آينده ( 164 . ) ، نه براى آنكه در مبارزه با همتاى خود ياريش دهند ، و نه براى اين كه از فخر و مباهات شريكان و مبارزان او ، جلوگيرى كنند .
بلكه همه مخلوق او هستند و در سايه پرورش او ، و بندگانى خاضع در برابر او ، در موجودات حلول نكرده تا گفته شود « در » آنها است و از آنها فاصله نگرفته تا گفته شود « از » آنها جدا است .
آفرينش موجودات در آغاز او را ناتوان نساخته ، و از تدبير آنچه به وجود آورده باز نمانده است ، نه بخاطر آنچه آفريده قدرتش پايان گرفته ، و نه در آنچه فرمان داده و مقدر ساخته ترديدى به او راه يافته است ، بلكه فرمانش متين و علمش محكم و كارش بى خلل است . كسى است كه به هنگام بلا به او اميدوارند و در حال نعمت از او بيمناك !
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 161
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٦١