و ما را در جاده وسيع حق و صبر و بردبارى در برابر ناراحتيها و جهاد و كوشش پىگير با دشمن ثابت قدمتر مىساخت ، گاهى يك نفر از ما و ديگرى از دشمنان ما ، همانند دو قهرمان با يكديگر نبرد مىكردند ، هر كدام مىخواست كار ديگرى را تمام كند ، تا كدام يك جام مرگ را به ديگرى بنوشاند ، گاهى ما بر دشمن پيروز مىشديم ، و زمانى دشمن بر ما اما هنگامى كه خداوند راستى و اخلاص ما را ديد خوارى و ذلت را به دشمنان ما نازل كرد و نصرت و پيروزى را به ما عنايت فرمود ، تا آنجا كه اسلام بر زمينها گسترده شد و سرزمين پهناورى براى خويش برگزيد . به جانم سوگند اگر ما در مبارزه مثل شما بوديم هرگز پايهاى براى دين بر پا نمىشد و شاخهاى از درخت ايمان سبز نمىگرديد .
به خدا سوگند با اين عمل بىرويه خود آن چنان راه افراط را مىپوئيد كه همانند شترى كه بى حساب آن را بدوشند و از پستانش خون بچكد ، آيندهء شومى خواهيد داشت .
كلام - 57 : آيندهء شوم آگاه باشيد پس از من مردى با گلوى گشاده و شكمى بزرگ بر شما مسلط خواهد شد هر چه بيايد مىخورد و در پى آن است كه آنچه ندارد به دست آورد ، او را بكشيد ولى هرگز نمىتوانيد او را به قتل برسانيد . آگاه باشيد به زودى او شما را به بيزارى و بدگوئى به من وادار مىكند ، ( 155 . ) بدگوئى را در هنگام اجبار دشمن ، به شما اجازه مىدهم ( 156 . ) كه اين بر درجات و بلندى مقام من مىافزايد و موجب نجات شما است . اما بيزارى و برائت ، هرگز از من بيزارى مجوئيد كه من بر فطرت توحيد تولد يافتهام و در ايمان و مهاجرت از همه پيش قدمتر بودهام . ( 157 . ) .
كلام - 58 : « يكى از سخنانى است كه امام ( ع ) به خوارج فرموده است هنگامى كه خوارج به على ( ع ) پيشنهاد مىكردند كه ( العياذ باللّه ) اظهار كند كه من با تحكيم از اسلام بيرون رفتهام و الان توبه مىكنم در حالى كه على ( ع ) نه حكمى تعيين كرده بود و نه اگر تعيين مىكرد با اسلام مخالفتى نداشت ( 158 . ) « خوارى سراسر وجودتان را فرا خواهد گرفت » گردبادى از بلا شما را فرا گيرد ، و انسان پاك و شريفى از شما به يادگار نماند ! . . . .
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 153
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٥٣