است :
بِهِ يَمْلأُ اللهُ الْأرْضَ قِسْطاً وَعَدْلًا بَعْدَ مَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوراً .
« پروردگار عالم ، به دست او زمين را پر از عدالت مىكند ، بعد از آنكه پر از ظلم شده باشد . » اين روايت قطعاً از متواترات است ؛ زيرا بيش از سيصد روايت داراى اين جمله است .
افرادى كه قبل از غيبت و بعد از غيبت به خدمت ايشان رسيدهاند ، كم نيستند . افرادى عادى نيستند و اگر بشود آنان را انكار كرد ، قطعاً مىشود انكار اصل وجود اسلام را نمود كه اصلًا پيامبرى نبوده و اسلام را نياورده است . هيچ كسى از سنى و شيعه ، منكر اين نيست كه قضيهء مهدى قضيهاى است كه پيامبر از او خبر داده و او است كه پرچم اسلام را روى كره زمين افراشته مهىكند و عدالت ، سرتاسر جهان را فرا مىگيرد . فقط و فقط ابن خلدون در مقدمهء تاريخ خود منكر اين مطلب شده ؛ اما او هم در اصل تاريخ آن را قبول داشته و اثبات مىكند ، و تحليل سياسى از مقدمهء او گوياى اين است كه انكار او جنبهء سياسى دارد ؛ زيرا در برابر فاطميين كه ادعاى مهدويت كرده بودند ، انكار مهدويت نموده است .
1 - تولد تا غيبت كبرى
تولد آن بزرگوار ، شب جمعه نزديك اذان صبح پانزده شعبان سال 255 هجرى واقع شد « 1 » . عدد 255 از نظر حروف ابجد مساوى با كلمهء نور است . مادر آن بزرگوار نرگس نام داشت كه دختر پادشاه روم و دست تقدير او را به امام عسكرى رسانيد « 2 » . حكيمه خاتون دختر حضرت جواد ( ع ) مىگويد : روز چهاردهم شعبان
هامش
( 1 ) - جلاء العيون شبر ره ج 3 ص 138 ، اصول كافى ج 1 ص 514 .
( 2 ) - كتاب الغيبه شيخ طوسى ره .