بِالدَّوابِّ الصَّعَابِ فَذَلَّلْتَ لَهُ مَرَاكِبَهَا . « 1 » « امام حسنبنعلى كسى است كه نزد شيران انداخته شد . پس تو او را از چنگال گرگها ، شيرها نجات دادى و تو حيوانهاى چموش را براى او رام نمودى . » اين جمله اشاره به دو قضيهاى است كه براى حضرت عسكرى پيش آمده بود : 1 - زندانبان به امر خليفه ، حضرت را نزد شيران انداخت و يقين داشتند كه آن حضرت نابود خواهد شد ؛ ولى ديدند كه حضرت مشغول به نماز است و شيران با كمال تواضع در اطراف او مشغول طواف مىباشند . « 2 » 2 - خليفه استرى چموش داشت و كسى نمىتوانست آن را رام كند . روزى خواست حضرت عسكرى را به دست خود حضرت نابود كندن ، گفت : استر چموشى دارم و مىخواهم كه شما آن را رام كنيد ! حضرت بلند شد و دست ولايت بر سر استر نهاده و سوار شد . حيوان با كمال آرامش از حضرت عسكرى تمكين كرد . آن استر را به حضرت هديه دادهاند . « 3 » استر چموش ؛ شير درنده ؛ گرگ خوانخوار و سگها در مقابل ولايت رام هستند ؛ ولى اين انسان سركش ، متوكلها ، مستعينها ، معتزها ، معتمدها نه تنها رام نيستند ؛ بلكه قاتل ولايتند . همهء آنان ، خليفه ؛ پسرخليفه ؛ وزير و سرلشكر ، به عظمت و شوكت و ابهت و شخصيت حضرت عسكرى اقرار دارند ؛ ولى همهء آنان بر توهين ؛ زندان ، تبعيد ؛ مراقبت ؛ گرفتن ؛ بستن و بالاخره شهادت آن حضرت اتفاق كردند . احمدبن عبدالله خاقان كه مىگويند ناصبى بوده است ، دربارهء حضرت
زندگانى چهارده معصوم ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 165
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٦٥
هامش
( 1 ) - منتهى الامال ج 2
( 2 ) - ارشاد ص 325 - 324
( 3 ) - ارشاد مفيد ره ص 321 ، روضه الواعظين ج 1 ص 294 ، بحار الانوار ج 50 ص 265