زندانبان معتمد مىگويد : چون به من امر شده بود كه شدت عمل به خرج بدهم ، از اين جهت دو نفر را كه مشهور به قساوت و رذالت بودند بر زندان امام عسكرى گماردم . طولى نكشيد كه آن دو نفر افرادى شايسته شدند ؛ اهل نماز و روزهء مستحبى ؛ اهل تهجد ؛ اهل وقار و سكينت ؛ اهل خير و وفا . چون از آنها پرسيدم كه چرا به حسن بن على سخت نمىگيريد ؟ گفتند : در حق او چه بگوييم ، كسى كه هميشه مشغول به عبادت خداوند است . روزها روزه مىگيرد ، شبها تا به صبح به عبادت است ؛ كم حرف و پر وقار است ؛ ابهت او چنان است كه چون به ما نگاه مىكند ، لرزه به اندام ما مىافتد ! « 1 » ولى آيا معتمدها ، معتزها ، متوكلها پند مىگرفتند ؟ نه ، تا آنكه آن بزرگوار را شهيد كردند . بشر اگر داراى اخلاق رذيله شد ، از هر حيوانى حيوانتر و از هر درندهاى درندهتر است . پروردگار عالم در سورهء « والشمس » يازده قسم مىخورد و بعداً مىفرمايد :
« 2 » حتماً رستگارى براى كسانى است كه مهذب باشند ؛ و همانا بدبختى و شقاوت براى كسانى است كه مهذب نباشند . و علت اين تأكيد را در همين سوره بيان مىكند . تاريخ قوم صالح پيامبر را بيان مىكند كه از حضرت صالح معجزه خواستند . ناقهاى با بچهاش از كوه بيرون آمد ؛ ولى آنان نه فقط ايمان نياوردند ، بلكه ناقه را پى كردند و استحاق عذاب الهى پيدا كردند . قوم صالح ، بنىاميه ، بنىعباس و . . . فراواناند و مُتَعَجِّبْ نباشيم كه در زيارت حضرت عسكرى مىخوانيم : وَالأمِامُ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍ عَلَيْهِ السَّلامُ الَّذِي طُرِحَ لِلسَّبَاعِ فَخَلَّصْتَهُ مِنْ مَرابِضِهَا وَاْمتُحِنَ