تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگانى چهارده معصوم ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣

جعفر فاسق و جاهل است و لياقت امامت ندارد . در اين ميان كه بهت ابىالأديان را گرفته بود ، جوانى چون پارهء ماه پيدا شد و عمو را كنار زد و به جنازه نماز خواند و از اين كار همه را بهت گرفته بود ؛ مخصوصاً جعفر را . آن جوان بعد از نماز روكرد به حسن و فرمود : جواب نامه‌ها را بده . طولى نكشيد چند نفر از قم آمدند و وصى حضرت حسن را خواستند . جعفر خود را معرفى كرد . آنها گفتند : ما پولها همراه داريم ، نامه‌ها داريم ، بايد بگويى نامه‌ها از كيست و در كيسه‌ها چه مقدار پول است و صاحب آن كيست ؛ زيرا رسم حضرت عسكرى ( ع ) چنين بود . جعفر بهت‌زده گفت : ياللعجب مردم از من غيب مىخواهند ! در اين هنگام زنى از خانهء امام عسكرى بيرون آمد و صاحب نامه‌ها و صاحب كيسه‌ها و مقدار پولها را از طرف حضرت بَقيةُ اللّهِ عَجَّلَ اللّهُ تَعالى فَرَجَهُ الشَّريف گفت و پولها و نامه‌ها را گرفت و داخل خانه شد « 1 » ، و از همين زمان ، براى خليفه و اطرافيان او حساسيت پيدا شد . آنان حضرت عسكرى را كنترل كردند كه آن فرزندى كه وعدهء خدا است به دنيا نيايد ؛ ولى غافل از اينكه خداوند متعال حضرت موسى را براى نابودى فرعون زير تخت فرعون قرار مىدهد و در خانهء فرعون به دست فرعون تربيت مىشود . مطلبى كه مايهء تأسف است ، اين است كه حضرت عسكرى با چندين خليفه زندگى كرد و از همهء آنها مصيبت ديد : معتصم ، واثق ، متوكل ، منتصر ، مستعين ، معتز ، مهتدى و معتمد . مدت شش سال امامت را با سه خليفهء معتز ، مهتدى و معتمد بود . همهء آنان از آن حضرت كرامتها ديدند ؛ ولى نه تنها به امامت او معتقد بودند ، بلكه آن بزرگوار را مورد آزار قرار دادند . حضرت عسكرى در آن مدت شش سال يا در زندان بود و يا در تحت مراقبت بود

هامش
( 1 ) - بحار الانوار چاپ قديم ج 11 ص 140 نقل از كمال الدين صدوق ره
زندگانى چهارده معصوم ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 163 | الشيخ حسين المظاهري