تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگانى چهارده معصوم ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦

رَسُولِ اللّهِ ؛ يابْنَ عَمَّ ؛ و يا ابَاالْحَسَنْ ؛ به آن حضرت احترام كرد ! صورت حضرت را بوسيد و پهلوى خود نشاند و پرسيد : اين وقت شب كجا بوده‌ايد ؟ حضرت فرمودند : تو دنبالم فرستاده‌اى ! گفت : دروغ گفته‌اند ! آنگاه به ما گفت كه : ايشان را مشايعت كنيد . ما با احترام ، حضرت هادى را به خانه رسانديم . » « 1 » 5 - علىبن جعفر يكى از وكلاى حضرت مىگويد : متوكل مرا زندانى كرد و به من خبر دادند كه قصد كشتن تو را دارد . من خدمت امام هادى پيغام دادم كه من به جرم دوستى و نيابتى كه از شما داشته‌ام ، در شرف مرگ هستم . لطفى دربارهء من بفرماييد . حضرت فرمودند : شب جمه درباره‌ات دعا مىكنم . صبح جمعه متوكل را تب شديدى گرفت ، به‌طورى كه از خود مأيوس شد . امر كرد زندانيان و من جمله علىبن جعفر را آزاد كنند . اين‌گونه قضايا دربارهء اهل‌بيت و من جمله امام هادى ( ع ) فراوان است كه ما بايد از آنها پند بگيريم . در خاتمه بايد متذكر شويم ، كه امام هادى ( ع ) اصحاب فراوانى دارند كه بسيارى از آنها فخر شيعه هستند و از جملهء آنان ، حضرت عبدالعظيم حسنى است كه در شهر رى مدفون است . او از اعاظم روات است و حضرت هادى به او خيلى احترام مىگذاردند . او كسى است كه ايمان را خدمت حضرت هادى به اين‌صورت عرضه داشت : خدا يكى است و شبيه براى او فرض نمىشود . جسم نيست بلكه خالق جسم است . همه‌چيز را خلق نموده است و همه‌چيز به دست او است و او مالك آنها است . محمد ( ص ) ، پيامبر است و او آخر پيامبران است كه پيامبرى بعد از او نخواهد آمد و دين او پايان همهء اديان است . اميرالمؤمنين علىبن‌ابىطالب وصى پيامبر است و بعد از اميرالمؤمنين ، حسن و حسين وعلىبن حسين و محمد

هامش
( 1 ) - قطب راوندى در خرايج از سمل بن زياد روايت كرده است ، نقل از انوار المواهب نهاوندى ره ص 554