تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگانى چهارده معصوم ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤

ابا بصير ، ما به ضمانت خود عمل كرديم . » « 1 » - نظير اين قضيه را باز ابىبصير نقل مىكند و آن چنين است : « يكى از عمال بنىاميه را خدمت امام صادق بردم كه توبه كند . حضرت گله كرد و فرمود : « اگر مردم در اطراف بنىاميه گرد نيامده بودند ، آنان نمىتوانستند حق ما را غضب كنند . » سپس فرمودند : هرچه بگويم انجام مىدهى ؟ آن مرد لحظه‌اى صبر كرد و قبول كرد كه آنچه امام صادق مىگويد ، انجام دهد . حضرت فرمودند : همهء اموالت را صدقه بده ، من هم ضامن بهشت مىشوم . » ابىبصير مىگويد : چند روزى نگذشته بود كه دخترش را دنبال من فرستاد . چون رفتم ، ديدم آنچه داشته صدقه داده است ؛ به طورى كه پيراهنى هم به تن ندارد ! پيراهنى براى او تهيه كردم و چند روزى نگذشت كه وقتى در حال مرگ بود ، به بالين او رفتم به من گفت : امام صادق به وعدهء خود عمل كرد . دوباره خدمت امام صادق ( ع ) رسيدم و هنوز وارد اتاق نشده بودم كه فرمود : ابابصير ما به وعدهء خود وفا كرديم . » « 2 » اين قطره‌اى از درياى فضايل امام صادق است ، و اما اگر به طور اجمال دربارهء امام صادق چيزى بگوييم ، آن را مىگوييم كه خود امام صادق ( ع ) فرموده است . جهنى مىگويد : « ما در مدينه دربارهء فضايل اهل بيت صحبت مىكرديم و شبههء ربوبيت براى ما جلو آمد . امام صادق ( ع ) را ملاقات نموديم . حضرت فرمودند : اين فكر خرافى چه وقت به نظر شما رسيد ؟ همانا براى ما پروردگارى است كه هميشه حافظ ما است و ما او را عبادت مىكنيم . شما مىتوانيد هرچه مىخواهيد دربارهء ما بگوييد ، مشروط بر اينكه ما را مخلوق خداوند متعال بدانيد . »

هامش
( 1 ) - محجه البيضاء ج 4 ص 263 و كشف الغمه ص 426 و اصول كافى ج 1 ص 474
( 2 ) - بحارالانوار ج 48 ص 138 ، مناقب ابن شهر آشوب ج 4 ص 240