تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الحرمين ( فارسى ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
شدند ، بعد از آن ، امر يوشع قوى شد و مستقلّ گرديد در امر و نهى ، پس دو كس از منافقان قوم موسى عليه السلام ، صفورا ، دختر شعيب عليه السلام را كه زن موسى عليه السلام بود فريب دادند و با خودشان برداشتند [ و ] با صد هزار كس كشته شدند ، و در اوّل روز بر يوشع عليه السلام غالب آمده ، و در آخر روز يوشع عليه السلام بر ايشان غالب گرديد و صفورا اسير شد ، و همان روز به جهت شدّت دعوا و طول آن ، آفتاب غروب نمود در حالتى كه هنوز نايرهء « 1 » حَرب « 2 » خاموش نشده بود ، و چون نزديك بود كه يوشع عليه السلام بر لشكر صفورا غالب شود ، آن است كه خلّاق عالم بر آن جناب ردّ شمس فرموده باعث فتح و نصرت آن حضرت شد ، همين كه يوشع صفورا [ را ] گرفت به او گفت كه : در دنيا از تو عفو كردم تا در قيامت پيغمبر خدا حضرت موسى عليه السلام را ملاقات كنيم و شكايت كنم به او آنچه كشيدم و ديدم از تو و قوم تو . پس صفورا گفت : وا ويلا ! و اللَّه كه اگر بهشت را براى من مباح كنند كه داخل شوم هر آينه شرم خواهم كرد كه در آنجا پيغمبر خدا را ببينم ، و حال آنكه پردهء او را دريدم [ و ] بعد از او بر وصىّ او خروج كردم « 3 » . و امّا در سليمان عليه السلام : به سند صحيح از زرارة و فضل بن يسار روايت شده كه ايشان از [ حضرت ] باقر عليه السلام پرسيدند از تفسير قول خداوند عالم كه مىفرمايد : ى إنَّ الصَّلوةَ كانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنينَ كِتاباً مَوْقُوتاًى « 4 » ، يعنى : « بدرستى كه نماز بود بر مؤمنان واجب گردانيده شده ، و وقت آن معيّن گرديده » ؛ حضرت فرمود كه : موقوت « 5 » ، به معنى مفروض و واجب است ، و مراد آن نيست كه اگر به در رود بى اختيار ، يا وقت فضيلت آن بگذرد ، مطلقاً بعد از آن نماز را بكند باطل باشد ؛ اگر چنين مىبود بايست سليمان بن داود هلاك شود كه نماز او ترك شد تا وقت به در رفت ، و لكن هر كه نماز را فراموش
هامش
( 1 ) - نايِرَة : . . . شعله و گرمى آتش ، حرارت . لغت نامه . ( 2 ) - حَرْب : نبرد ، جنگ . لغت نامه . ( 3 ) - ( با اندكى تغيير ) بحار 13 / 365 ب 12 ضمن‌ح 8 و 13 / 445 ب 19 ضمن‌ح 10 ؛ قصص‌جزائرى / 308 ف 9 ؛ كمال‌الدين 1 / 154 ب 7 ضمن‌ح 17 ؛ ( شايان ذكر است كه در منابع مورد استفاده ، نام اين زن « صفراء » و « صافورا » نيز نقل شده است . م . ) . ( 4 ) - نساء / 103 . ( 5 ) - عبارت متن « موقوف » . م .