تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الحرمين ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
كسى « 1 » . فِى الحديث : [ حضرت ] صادق عليه السلام فرموده كه : چون خدا عهود از بندگان خود گرفت ، امر فرمود به حجرالاسود تا آن را فرو برد ، پس از اين جهت [ است كه ] در نزد آن مىگويند : أمانَتي ادَّيْتُها وَ ميثاقي تَعاهَدتُهُ « 2 » ، ( يعنى : امانت خود را ادا كردم و پيمان خود را نگاه داشتم ) ، تا حجرالاسود به اين [ اقرار ] شهادت دهد ، و اينكه حجرالاسود در يمين عرش واقع شده ، در فصل اركان كعبه ذكر خواهد شد ان‌شاءاللَّه تعالى . به سند معتبر [ از امام صادق عليه السلام ] منقول است كه : حجرالاسود از شير سفيدتر و از آفتاب نورانىتر بود ، چون مشركان بر او دست مىماليدند ، از نجاست ايشان سياه شد « 3 » . ابراهيم حقى در معرفت‌نامه خود نوشته كه : حجرالاسود از اوّل ياقوت احمر بود ، و در طوفان نوح عليه السلام به امر الهى حجرالاسود گشت ؛ انتهى . و حجرالاسود از زمان آدم عليه السلام در همان ركن باقى بود تا زمان ابراهيم عليه السلام ؛ همين كه ابراهيم عليه السلام اساس كعبه را گذاشت چون به موقع « 4 » حجرالاسود رسيد ، هر سنگ كه برداشته به همان موضع مىنهاد مىافتاد و قرار نمىگرفت ، پس ناگاه از ابوقبيس آواز آمد كه : يا ابراهيم ، تو را نزد من وديعه‌اى « 5 » هست ، بستان . پس ابوقبيس متحرّك شده شكافته شد ، و حجرالاسود را بيرون انداخت ، ابراهيم عليه السلام آمده آن سنگ را برگرفت « 6 » ، [ و سنگ ] بر وفق آن موضع بوده ، نه زياده و نه كم ، [ و بر ] نورانيّت خود باقى بود ، و رنگش در زمان جاهليّت به جهت ملامسهء كَفَره « 7 » و زنان حائض سياه شد « 8 » . در كرامات حجرالاسود نوشته‌اند كه : در آب فرو نمىرود ، و به آتش گرم
هامش
( 1 ) - با اندكى تغيير در : التهذيب 5 / 102 ب 9 ح 3 ؛ علل‌الشرائع 2 / 424 ب 161 ح 3 . ( 2 ) - كافى 4 / 184 باب‌بدءالحجر ح 1 ؛ وسايل 13 / 314 ب 12 ح 17827 و 13 / 322 ب 13 ح 17847 ؛ بحار 96 / 226 ب 40 ح 25 ؛ المحاسن 2 / 340 كتاب‌العلل ح 129 . ( 3 ) - كافى 4 / 190 باب‌فىحج‌ّآدم ح 1 ؛ بحار 11 / 194 ب 3 ح 48 . ( 4 ) - مَوقِع : محل و موضع و جاى . لغت نامه . ( 5 ) - وَديعَة : مؤنث وديع ، امانت . لغت نامه . ( 6 ) - كافى 4 / 205 ح 4 ؛ الفقيه 2 / 232 ح 2282 ؛ وسايل 13 / 212 ب 11 ح 17583 . ( 7 ) - كَفَره : مردمان كافر و ملحد و بىدين . لغت نامه . ( 8 ) - ( با اندكى تغيير ) كافى 4 / 190 ضمن ح 1 ؛ وسايل 13 / 318 ب 13 ح 17836 ؛ مستدرك 9 / 431 ب 63 ح 11270 - 14 ؛ بحار 12 / 84 ب 5 و 96 / 227 ب 40 ح 27 ؛ تفسير عيّاشى 1 / 59 ح 93 ؛ علل الشرائع 2 / 426 ب 161 ح 7 ؛ عوالى اللآلى 1 / 68 ف 4 ح 122 ؛ قصص جزائرى / 120 ف 4 ؛ تاريخ طبرى 1 / 90 - 89 .