استَودِعُكَ الغَداةَ نَفسي وَ مالي وَ اهلي وَ وُلْدي « 1 » الشّاهد [ مِنّا ] وَ الغائب « 2 » اللّهمَّ احْفظنا وَ احْفظ عَلينا اللّهمَّ اجْعَلنا في جواركَ اللّهمَّ لا تسلُبنا نعمَتَكَ وَ لا تغيِّر ما بِنا مِن عافِيَتِكَ وَ فَضلِكَ اللّهمَّ خَلِّ سَبيلَنا وَ احْسِن سَيرَنا وَ اعْظِم عافِيَتَنا » « 3 » ، و بايد به گوش راست او ، كسى اين آيه را بخواند : ى انَّ الَّذى فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرادُّكَ الى مَعادٍى « 4 » ، و چون خواهد كه به راحلهاش « 5 » سوار شود صدقهاش را بدهد ؛ چنانچه سيّد شهدا عليه السلام چون مىخواست به بعضى از مزرعههاى « 6 » خود برود ، مىخريد سلامتى خود را از خدا به آنچه ميسّر مىشد از تصدّق ، و اين تصدّق را در وقتى مىدادند كه پا در ركاب مىگذاشتند ، و چون خدا آن حضرت را بسلامت برمىگرداند شكر و حمد الهى نموده تصدّق مىفرمودند به آنچه ميسّر مىشد .
و خيلى بهتر و مطلوب است كه شخص به قدر امكان ، هر روز تصدّق بكند ، هر چند شىء قليل باشد ، كه باعث سلامتى هر روز باشد ؛ چنانچه وارد شده كه موسى عليه السلام از جانب الهى مأمور شد كه : مردى به فلان صفت است از بنى اسرائيل ، او را پيدا نموده به قتل برسان . موسى عليه السلام چهل سال طلب كرده او را نيافت ، پس روزى خطاب رسيد كه :
يا موسى ، آن شخص در فلان مكان است برو او را بكش . وقتى كه موسى عليه السلام بلند شد ، آن مرد از خواب بيدار شده برخاست [ و ] رَغيفى ( يعنى گردهء نان سفيدى ) از دامنش افتاد ، موسى عليه السلام فرمود : من چهل سال است كه تو را طلب مىكنم ، چرا نمىتوانستم كه تو را پيدا كنم ؟ عرض كرد : يا موسى ، چگونه تو به من دست مىيافتى ، و حال آنكه من هر روز يك گرده نان صدقه مىدادم ؟ امروز من را خواب ربوده ، رغيف در دامنم مانده بود كه من را پيدا كردى .
هامش
( 1 ) - عبارت متن « وَلَدي » . م .
( 2 ) - عبارت متن « النائب » . م .
( 3 ) - اين دعاها مجموعهاى است از برخى ادعيهء نقل شده براى هنگام مسافرت كه در منابع ذيل بطور پراكندهمنقول است : كافى 4 / 283 ح 2 ؛ الفقيه 2 / 271 ح 2415 ؛ وسايل 11 / 380 ب 18 ح 15065 و 11 / 386 ب 19 ح 15074 ؛ بحار 73 / 244 و 245 ح 28 و 30 .
( 4 ) - قصص / 85 .
( 5 ) - راحِلَة : ستور باركش . لغت نامه .
( 6 ) - عبارت متن « مزرعهاى » . م .