ساقه معمولا ايستاده ، برگهاى پائينى كه به شكل گروهى از يقه خارج مىشوند كامل ، دندانهدار ، يا شانه اى كمعمق ، پرزدار ، كشيده و چينخورده و برگهاى بالائى ساقه آغوش كوتاهتر ، با دندانههاى ظريفتر و در بالاى ساقه به فرم نيزهاى مىباشند .
گلهاى كوچك آن كه در انتها به صورت خوشهاى درمىآيند داراى چهار گلبرگ سفيد يا سفيد مايل به صورتى مىباشند و در حالى كه ميوههاى انتهاى خوشه رسيده شدهاند در ته خوشه هنوز گل وجود دارد لذا گياه از بهار تا پائيز داراى گل مىباشد .
ميوه قلبى شكل آن پس از رسيدن چهار شكاف برمىدارد و به شكل كيسه كوچكى درمىآيد و اسامى لاتين ، فرانسه ، عربى و پارسى گياه به همين جهت به گياه داده شده است ، ميوه حاوى 15 - 10 دانه پهن دراز مىباشد .
منشاء اوليه گياه را اروپا نواحى مديترانه و آسيا دانستهاند . گياه در مزارع شخمزده ، نواحى باير ، باغچه هاى متروكه ، كنار جادهها و تقريبا در هر شرايطى مىرويد به همين جهت در بسيارى از مناطق جهان رويش دارد . در ايران در خوى ، تبريز ، بندر گز ، گنبد كاووس ، بين لاهيجان و بندر انزلى ، همدان ، اراك ، گلپايگان ، اصفهان ، درود ، كوه لالهزار كرمان ، شيراز ، بوشهر ، نيشابور ، قزوين ، كرج ، شهر رى تا ارتفاعات 2300 متر ديده مىشود .
تاريخچه و موارد مصرف آن در طب سنتى :
يونانيها گياه را تراگيون
Tragion
ناميدهاند كه در قرون اوليه هجرى به طراغيون يا طراغين معرب شده است . اين نام به دو گياه ديگر
Pimpinella tragium Vill , Hypericum hircinum L
نيز داده شده است .
در برخى از كتب سنتى دو و برخى سه گياه را در يك موضع آوردهاند به هر جهت اين گياه نوع ديگر طراغيون مىباشد . تفكيك مطالب مربوط به هريك از اين گياهان در كتب قديم مشكل و گيجكننده است . چه مطالب باهم مخلوط و جابهجائىهاى فاحشى به چشم مىخورد .
ديوسكوريد ذيل
Tragion
از دو گياه نام مىبرد و گياه سوم را
Tragos
ناميده و ذيل
Tragion
مىنويسد :
طراغيون در جزيره كرت 1 * ، مىرويد برگ و شاخه آن به نانخواه شباهت دارد . . نوع ديگر [ گياه مورد بحث ] گياهى است كه برگ آن به برگ
Skolopendrion
2 * شباهت دارد ( ريشه آن نازك شبيه به ترب برى است خوردن خام و جوشانده آن در زخم معده موثر است ) 3 * بوى آن قوى و برگ آن در پائيز رايحه بز كوهى را مىدهد لذا آن را طراغيون القيس 4 * ناميدهاند 5 * نوعى از طراغيون وجود دارد كه شديدا قابض است و اصلاحكننده ريزشها 6 * مىباشد 7 * .
جالينوس گويد كه اين كوچكتر از نوع اول است . برگ آن به برگ اسقولوفندريون شباهت دارد و در مواضع زيادى مىرويد قابض است و قابض بودن آن كم نيست و آن كاملا براى بيماريهاى ريزشدهنده سود دارد 8 * .