پوست بيخ آن براى بر طرف كردن فالج و تخدير خوب است و نمكپرورده آن در آسم موثر است و خلط نارسيده و غليظ 11 * را خارج مىكند ، انگلهاى روده را خارج مىكند و پادزهر مىباشد 12 * .
طبرى مىگويد كه جوشانده كبر در كچلى آكوريون 13 * موثر مىباشد 14 * و به شيرازى آن را كورك و ميوه آن را قثاء الكبر مىنامند 15 * .
بالاخره حكيم مومن ، عقيلى خراسانى و سلطان الحكماء علاوه بر موارد ذكر شده فوق آن را در سستى عضلات ، فالج ، بيحسى عضو ، درد مفاصل و نقرس سودمند دانستهاند .
ريشه ، شكوفه و شاخههاى آن را در سفتى و بزرگ شدن طحال به صورت خوراكى همراه با سركه و عسل و به صورت ضماد با باقلاى شامى
Lupinus termis
بهترين دارو ذكر نمودهاند و از بطلميوس نقل قول شده است كه اگر ريشه آن را نرم كوبيده به همان اندازه به آن روغن كنجد و به اندازه مجموع آن دو آب اضافه نموده به حدى بهجوشانند كه تمام آب و نصف روغن بسوزد و بر سر ضماد نمايند موى را سياه كرده و هرگز سفيد نمىرويد و برگ آن در ورم غدد لنفاوى گردن و كشاله ران موثر مىباشد .
جوشانده ريشه ، ساقه و برگ براى شستوشوى چشم در موارد عفونت سودمند است . مقدار خوراك ريشه حدود 10 گرم و جوشانده 35 گرم مىباشد 16 * در ايران در تبهاى متناوب و رماتيسم مصرف مىشود 17 * .
تركيبات شيميائى :
جوانههاى مولد گل و ريشه داراى پكتين ، ساپونين ، رزين ، رامنوگلوكوزيد ، مادهاى به نام
Capparirutine
به فرمول
C 27 H 30 O 15
كاپريك اسيد ، پكتيك اسيد ، روتيك اسيد و اسانس مىباشد كه در تركيب آن روتين و آنزيمهاى
Myronases
وجود دارد .
قسمتهاى مورد مصرف :
قسمتهاى مورد مصرف گياه تكمهها يا جوانههاى مولد گل ، ريشه و پوست مىباشد .
موارد مصرف :
جوانهها كه در حقيقت غنچههاى باز نشده مىباشند نيرودهنده ، ملين ، مدر و آرامكننده مىباشند .
جوانهها را پس از چيدن به وسيله آبنمك تلخى آنها را گرفته و حدود سه ماه در سركه مىاندازند و به صورت ترشى مصرف مىنمايند .
ريشه ضدعفونىكننده كليه ، مدر و در خيز عمومى انساج ، ضعف عمومى ، رنگپريدگى دختران جوان موثر و با ويتامين
C
اثر سينرژيسم دارد .
ريشه را در موارد آرتريو اسكلروز
Arterio sclerosis
، عفونتهاى پوستى ، واژينيت و شكنندگى عروق موثر مىدانند و بهعنوان تصفيهكننده خون و متوقفكننده خونريزى مورد مصرف دارد . همچنين به صورت كمپرس در ناراحتى چشم مصرف مىشود .