تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى ) — صفحة 525

مساهمون:

ص٥٢٥

تاريخچه :

يونانىها گياه را مىشناخته‌اند ديوسكوريد آن را
Drakontion
ناميده ، اصطفن و حنين در ترجمه دياسقوريدوس آن را به " دراقنطون " معرب نموده و مىنويسد نوعى لوف مىباشد . لوف كه نامى است سريانى و از واژه لوفا
Lufa
آرامى گرفته شده است در حقيقت به جنس
Arum
كه به يونانى
Aron
مىناميده‌اند داده شده است . پزشكان قرون اوليه هجرى تحت عنوان لوف از 2 گياه نام برده‌اند : 1 - گياه مورد بحث كه به اسامى دراقنطون ، لوف الحيه ، لوف كبير . . . ناميده شده است
Arum dracunculus L . - Dracunculus vulgaris Schott .
2 - لوف الجعد ، لوف صغير ، آرن
Arum italicum L . - Arisarum italicum Mill .
ولى از زمان شريف ادريسى ( 570 هجرى قمرى ) ذيل ماده لوف علاوه بر 2 گياه نامبرده فوق گياه سومى نيز با لوف صغير در تاليفات آمده است كه نام علمى آن
Arum arisarum L . - Arisarum vulgare Targ . Toz .
مىباشد . پزشكان قرون اوليه هجرى از آن نامى به ميان نياورده‌اند و ديوسكوريد آن را ذيل اريصارون آورده است . صاحب مخزن ذيل " لوف " اين سه گياه را با ذكر قسم اول لوف ، قسم ثانى لوف و قسم ثالث از يكديگر تفكيك نموده است . اگر در قرابادين‌ها فقط نام لوف يا آرن
Aron
آمده باشد منظور لوف الجعد مىباشد . ناگفته نماند كه در دوران قاجاريه
Arctium lappa L .
گياه باباآدم را جزو اصناف لوف آورده‌اند ولى سلطان الحكماء در فروغ ناصرى ذيل ماده باباآدم در رد آن مىنويسد : " در اين زمان كه مدار سنه هجريه بر يكهزار و سيصد [ هجرى قمرى ] است گياه معروف باباآدم را صنفى از اصناف لوف دانسته و ريشه آن را چينى فقرا نامند . . . ولى به اعتقاد مولف گياه باباآدم از جنس لوف نيست " . برخى از اسامى مترادفى كه براى گياه مورد بحث با نام علمى آمده در صدر ذكر شده چنين است : لوف السبط ( رازى ) ، دقابطيرون ( هروى ) ، دراقونطيون ، لوف الحيه ، شجره الطّين ، لوف كبير ( ابو ريحان ) ، پيل گوش ( انصارى ) . . . دانشمندان قديم موارد مصرف آن را چنين نوشته‌اند : چكاندن آميزه‌اى از افشره ميوه و روغن زيتون در گوش‌درد آن را تسكين مىدهد و چنانچه پارچه‌اى پشمى را با اين افشره آغشته نموده در بينى داخل نمايند در موارد وجود گوشت زائد در بينى و سرطان بينى موثر است و خوردن سى عدد از ميوه آن باعث انداختن جنين مىشود . ريشه مدور آن را در تنگ‌نفس ارتوپنه ، سستى عضله ، سرفه سودمند و خلط غليظ را قطعه‌قطعه مىكند [ خلطآور ] ، و خشك شده آن با عسل پيشاب را زياد و خوردن آن همراه با شراب تمايل جنسى را زياد مىكند . مرهم تهيه شده از آن در زخم‌هاى ديردرمان‌پذير و فيستولها [ به صورت فتيله آغشته به آن ] موثر مىباشد و مخلوط آن با سركه بهق را از بين مىبرد و جوشانده آن با شراب در ترك‌خوردگى ناشى از