( 1 * ) - معرب آن اوتاطالن مىباشد
( 2 * ) - تت دياسقوريدوس م - 4 ص 557
( 3 * ) - درخت غار ، رند ، برگ بو
( 4 * ) - اين واژه در اختيارات بديعى " ادادا " آمده كه اشتباه است
( 5 * ) - تت جامع مفردات ج 2 - ص 122
( 6 * ) - تذكره 160 ، تحفه 121 ، مخزن 280
Code - 2012
مثنان
Daphne gnidium L .
درختچهاى است زيبا به ارتفاع 2 - 1 متر از خانواده
Thymelaeaceae
، ساقه راست و شاخهها پربرگ و بر روى آنها اثر برگهائى كه تدريجا افتاده است ديده مىشود . برگها ضخيم ، باريك ، نوكتيز ، بدون كرك ، گلها كوچك ، معطر ، مايل به سفيد يا قرمز و مجتمع به صورت خوشه ، ميوه سته ، دانه تقريبا كروى ، مغز سفيدرنگ و روغندار ، ريشه دراز و ضخيم و محل رويش آن زمينهاى خشك منطقه مديترانه مىباشد .
تاريخچه :
بقراط و تئوفراست آن را مىشناختهاند و ديوسكوريد ذيل
Thymilaia
1 * مىنويسد آن را
Khamelaia
2 * ،
Knideon
و ميوه آن را
Kokkosknideon
3 * و لينس
Linos
به معنى كتانى مىنامند . ميوه آن كوچك ، مايل به گردى و در ابتدا سبزرنگ و بعدا قرمزرنگ مىشود ، پوست آن سخت و سياهرنگ و داخل آن سفيدرنگ است . اگر 20 عدد از ميوه آن داخل آرد يا حبه انگور قرار داده و سپس خورده شود آب درون شكم 4 * ، صفرا و بلغم را خارج مىكند و نبايد تنها خورده شود زيرا حلق 5 * را مىسوزاند و اگر حدود 3 / 2 گرم برگ آن را با شراب و آب ممزوج نموده بنوشند آب درون شكم را خارج مىكند همچنين اگر با عدس و ساير بقولات جوشانده و مصرف نمايند . گرد آن را با ربّ غوره معجون نموده به صورت قرص درآورده و نگه مىدارند ، به معده زيان مىرساند و اگر زن به خود پر كرد جنين را مىكشد 6 * .
رازى ذيل ماده كرمدانه كه دانه مثنان مىباشد مىنويسد : بقراط و پيشينيان اثرات درمانى آن را ذكر نمودهاند و عمل آن قوى مىباشد و خوز گويد خانمها براى گرم كردن واژن بهطور موضعى از آن استفاده مىنمايند 7 * . " ثومالايا " نام رومى است كه اعراب آن را مثنان و سريانىها آن را " افولينون " 8 * و به پارسى دانه آن را " موردانه " مىنامند 9 * .
گردمانه ، كرمدانه ، جرمدانق 10 * بعضى گويند انجره است و اين خلاف است . . . خوردن حدود 7 گرم آن باعث خارش ، ورم و مرگ مىشود و درمان شخص مسموم مانند فرفيون خورده مىباشد 11 * .
طبيعت دانه آن تا سوم گرم و خشك است خوردن حدود 5 / 3 گرم آن با حريرهها خارجكننده بلغم و ده دانه آن كشنده انگلهاى روده و ضماد جوشانده دانه و نيز برگ آن با زفت جهت گال ، اكزما و پيسى