مقدار خوراك آن از دو تا پنج درم و بدلش حندقوقى است و روغن آن كه از آب آن و روغن زيتون تهيه مىكنند ، خوراك و ماليدنش جهت لقوه و رعشه نافع است . تازه آن ملين شكم و خشكش قابض است . گويند چون بيخ آن كوفته آبش را با مقدارى روغن رازقى مخلوط كرده و گرم نموده و در بينى بچكانند نافع يرقان چشم مىباشد . « 1 » يونجه علوفه چهارپايان است . روغنش در علاج لرزش بهترين دارو است . « 2 » خون را غليظ مىكند و براى بادها نيك است ، آب زرد عقرب و درد پشت و سردى مثانه و تقطير البول را نيك مىباشد . « 3 » صاحب لقوه چون يونجه را بالش كند و بر آن مواظبت نمايد بيمارى لقوه را دفع كند . « 4 » يونجه گياهى است داراى ساقههاى بلند و برگچههاى نازك و گلهاى بنفش و به مصرف خوراك چهارپايان مىرسد . در ميان كُردها آن را مىكوبند و روى بريدگى و زخم مىمالند تا جلو خونريزى را بگيرد و التيام يابد و از پخته آن براى رفع يبوست نيز استفاده مىكنند . « 5 » يونجه واژه تركى است و فارسى آن اسپست است و اين گياه داراى ويتامينهاى
مىباشد و از شبكورى و خونريزى جلوگيرى مىكند و در معالجه نرمى استخوان و رشد اطفال اثر نيكو دارد . پخته آن ملين است و شهوت را نيز زياد مىكند . ضماد كوبيده آن با عسل نرم كننده ورم مىباشد و براى معالجه رعشه هم توصيه شده است . بذر آن مقوى و شير را زياد مىكند و مولد منى است . « 1 » اين گياه به حالت وحشى در بعضى نواحى معتدل آسيا و شمال آفريقا مىرويد . زنبور عسل ، نوش فراوان از آن به دست مىآورد و از اين نظر داراى ارزشى بيشتر از عدهاى از گياهان مولد عسل است . در تاريخچه استفاده از يونجه چنين ثبت گرديده است كه